جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
far
اطلاعات دستوری
شکل عالی
farthest
شکل تفضیلی
farther
مثالها
She could hear the music from far down the street.
او میتوانست موسیقی را از دور در خیابان بشنود.
مثالها
The technology we have now will seem primitive far in the future.
فناوری که اکنون داریم در آینده دور ابتدایی به نظر خواهد رسید.
مثالها
She was far more talented than her peers.
او به مراتب بااستعدادتر از همسالانش بود.
04
دور, خیلی دور
to an advanced stage or point in progress
مثالها
She has the talent and drive to go very far in her career.
او استعداد و انگیزه دارد تا در حرفهاش بسیار دور برود.
far
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
farthest/furthest
شکل تفضیلی
farther/further
درجهپذیر
مثالها
The village lay on the far side of the river, barely visible through the mist.
روستا در سمت دور رودخانه قرار داشت، که به سختی از میان مه دیده میشد.
مثالها
The ancient ruins were remnants of a far age long forgotten.
ویرانههای باستانی بقایای یک عصر دور بودند که مدتها فراموش شده بود.
مثالها
The far left advocates for more radical social reforms.
چپ افراطی از اصلاحات اجتماعی رادیکالتر دفاع میکند.
04
وسیع, دوراندیش
covering a wide range or having far-reaching impact
مثالها
His far vision allowed him to see opportunities where others saw only challenges.
دید دوراندیش او به او اجازه داد تا فرصتها را ببیند جایی که دیگران فقط چالشها را میدیدند.



























