جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بریدن
من کاغذ را با قیچی بریدم تا یک دانه برف درست کنم.
کاهش دادن
شرکت تصمیم گرفت با کاهش مزایای کارکنان، هزینهها را کاهش دهد.
مجروح کردن, بریدن
مراقب آن لیوان باش; میتواند دستت را ببرد.
کات کردن (کامپیوتر)
او یک پاراگراف از مقالهاش را برید و در بخش نتیجهگیری چسباند.
حذف کردن
آهنگساز مجبور شد چند میزان از نُت را حذف کند تا با تغییرات در رقصآرایی سازگار شود.
کوتاه کردن
باغبان چمن حیاط خلوت را برید تا آن را تمیز و مرتب نگه دارد.
خاموش کردن
بعد از پارک کردن ماشین، او خم شد و موتور را خاموش کرد تا سوخت ذخیره شود.
حفر کردن, درست کردن
پیشگامان یک مسیر را از میان جنگل انبوه بریدند تا به طرف دیگر برسند.
قطع کردن, بریدن
تیم جنگلداری برنامهریزی شده است تا در منطقه مشخص شده قطع درختان، چوب ببرد.
ضبط کردن
گروه هفتهها را در استودیو صرف ضبط آخرین آلبوم خود کردند.
فیلمبرداری را متوقف کردن
از آنجا که کارگردان از اجرا راضی نبود، تصمیم گرفتند صحنه را قطع کنند و از ابتدا دوباره فیلمبرداری کنند.
بخشی (از فیلم، نوار و غیره را) حذف کردن
تیم پس از تولید هفتهها وقت صرف کرد تا فیلم خام را به یک فیلم نهایی صیقل داده شده ویرایش کند.
(خطوط) تلاقی کردن, (خطوط) بههم برخورد کردن
خط دایره را در دو نقطه قطع میکند.
ناگهان تغییر جهت دادن (توپ در بازی کریکت)
توپ زمین را برید، با حرکتش بیسباز را متعجب کرد.
صادر کردن
تیم بازاریابی با پشتکار برای تهیه یک تبلیغ متقاعدکننده برای راهاندازی محصول آینده کار کرد.
از جهت مخالف به توپ ضربه زدن
بولر یک تحویل گسترده انجام داد، و باتسمان برای برش آن دست دراز کرد، اما از دست داد.
سبک خاصی از خیاطی
طراح پارچه را برید تا به دامن حالت و حرکت بیشتری بدهد.
اخراج کردن
شرکت مجبور شد چندین کارمند را به دلیل محدودیتهای بودجه اخراج کند.
عقیم کردن
دامدار یک دامپزشک را استخدام کرد تا گاوهای نر جوان را اخته کند تا تولید مثل در مزرعه را کنترل کند.
در آمدن (دندان)
به عنوان یک کودک نوپا، او رویش دندان را تجربه کرد زمانی که دندان های آسیابش شروع به رویش کردند.
قطع کردن
پروژه ساخت و ساز پس از اینکه پیمانکار عرضه مصالح ساختمانی را قطع کرد به تأخیر افتاد.
چربیزدایی کردن
وقتی سس درست میکنید، میتوانید با اضافه کردن کمی سرکه، چربی سس را کم کنید.
نادیده گرفتن
پس از بحثشان، او تصمیم گرفت او را قطع کند و هفتهها از صحبت با او خودداری کرد.
به دو بخش تقسیم کردن
قبل از پخش، بازیکن سمت راست دیلر برای اطمینان از انصاف، دسته را میبرد.
قابل تفکیک بودن
نان نرم به راحتی با چاقوی دندانه دار بریده میشود.
توان بریدن یا تفکیک داشتن
چاقوی جدید سرآشپز مانند رویا میبرد، که آمادهسازی غذا را بسیار آسان میکند.
زخمی کردن
همانطور که ماشین به درخت برخورد کرد، فلز پوست درخت را برید و جای زخم های عمیقی بر جای گذاشت.
برداشت کردن (محصول)
کشاورزان برای بریدن گندم قبل از رسیدن باران بیرون رفتند.
شکل دادن
مجسمهساز ماهر یک مجسمه زیبا را از یک بلوک مرمر برید.
تغییر کردن (از صحنهای به صحنه دیگر)
پس از نمای نزدیک شدید از چهره بازیگر، کارگردان تصمیم گرفت به نمای گسترده از خیابان شلوغ شهر برش بزند.
به سرعت عبور کردن
دوچرخهسوار از میان ترافیک برید، به سرعت بین ماشینها مانور داد تا به خط پایان برسد.
به نمایش گذاشتن
علیرغم خستگی، او توانست در طول ارائه چهرهای مطمئن از خود نشان دهد.
با موفقیت به انجام رساندن
او ثابت کرد که میتواند با ارائه یک ارائه مطمئن و جذاب، فشار سخنرانی عمومی را کاهش دهد.
جیم شدن
علیرغم داشتن یک امتحان مهم، او تصمیم گرفت کلاس را قطع کند و با دوستانش به ساحل برود.
بریدهشده
سیب بریده شده، داخل آبدارش را نشان داد.
کاهشیافته
فروشگاه قیمتهای کاهشیافته را برای لباسهای زمستانی ارائه میداد.
تزیینشده (توسط برش)
او یک لباس برشخورده پوشیده بود که کاملاً بر اندامش مینشست.
حذفشده
او یک نسخه بریده از لباس اصلی را پوشید.
کوتاهشده
مزرعه کاه تازه بریده شده داشت.
مرتبشده
او چمن بریده شده را تحسین کرد.
عقیمشده
کشاورز خوکهای اخته شده را برای تولید گوشت پرورش داد.
رقیقشده
ویسکی برای طعم ملایمتر رقیق سرو شد.
تعریف شده, حجاری شده
او درست برای تابستان عضلانی شد.
بریدگی, جراحت
او یک بریدگی عمیق روی دستش از شیشه شکسته داشت.
سبک امضای طراح در خطوط تمیز و برش دقیق هر لباس مشهود است.
کوتاهی (مو), مدل مو
او یک کوت جدید در سالن گرفت.
تکه گوشت
من از هر برش مرغ، گوشت گاو و گوشت خوک مزهدار شده لذت میبردم.
کاهش
کاهش بودجه منجر به کاهش بودجه برای خدمات ضروری شد.
برش, زخم
جراح یک برش دقیق انجام داد.
تهیهکننده سهم قابل توجهی از سود فیلم را برای نقش خود در تأمین مالی و نظارت بر پروژه دریافت کرد.
کات (فیلم)
کارگردان از یک cut برای نشان دادن صحنه بعدی استفاده کرد.
شیار (که در اثر فرسایش یا حفاری ایجاد شده است)
کارگران یک کانال حفر کردند تا آب را هدایت کنند.
کوتاه کردن
او به طناب یک برش تمیز داد.
تقسیم کردن
کیک با یک برش بریده شد.
انکارِ شناختِ کسی
او بعد از بحثشان در مهمانی به او قطع رابطه کرد.
غیبت (از کلاس)
مدیر در مورد غیبتهای غیرمجاز هشدار داد.
نوعی ضربه در بیسبال
ضربه زننده به خوبی زمانبندی شده بود.
کات (در ضربه به توپ)
او ضربه بریده خود را تمرین کرد تا استراتژی بازی خود را بهبود بخشد.
برش (بازی ورق)
هر بازیکن قبل از شروع بازی یک برش انجام داد.
حذفی (به منظور کوتاهی نوشته)
چندین حذف برای جا دادن مقاله در روزنامه انجام شد.
تیکه (کلامی)
برشها از همسالان میتوانند بر اعتماد به نفس تأثیر بگذارند.
بخش کاتشده از موزیک
آلبوم دوازده قطعه دارد.
کات!
کات! بیایید ریست کنیم و آن صحنه را دوباره از ابتدا امتحان کنیم.
درخت واژگانی



























