جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او یک فرد مهربان است، همیشه به نیازمندان مهربانی و همدردی نشان میدهد.
نازک, مهربان
او به او یک بوسه ملایم بر پیشانی داد.
نرم
استیک آنقدر نرم بود که عملاً در دهانم آب شد.
دردناک, حساس
مچ پایش هنوز پس از آسیب حساس بود.
جوان, بیتجربه
او کار خود را در یک نقطه نازک از زندگیاش آغاز کرد.
نازک, شکننده
دستهای ظریف او نشان میداد که به کار یدی عادت ندارد.
نازک, شکننده
کشاورز چند محصول نازک را به دلیل یخبندان از دست داد.
ناپایدار, حساس
قایق تفریحی نرم بود و در دریای خروشان نیاز به کنترل دقیق داشت.
او استعفای خود را به شرکت تقدیم کرد، با ارائه یک اطلاع دو هفتهای.
نرم کردن, ملایم کردن
آشپز با مزهدار کردن گوشت در طول شب، آن را نرم کرد.
ارائه دادن, پیشنهاد دادن
شرکت یک پیشنهاد رقابتی برای ساخت پل جدید مناقصه کرد.
تقدیم کردن, پرداخت کردن
او پرداخت ماشین را به طور کامل تقدیم کرد.
کشتی تدارکاتی, کشتی پشتیبانی
کشتی تدارکاتی نیروی دریایی، ناوگان را در دریا دوباره تأمین کرد.
قایق کوچک, لنج
مسافران برای رسیدن به کشتی کروز سوار قایق کوچک شدند.
تاندر, واگن سوخت
تاندر زغالسنگ و آب کافی برای سفر طولانی را حمل میکرد.
مناقصه, پیشنهاد
دولت یک مناقصه عمومی برای تجهیزات جدید صادر کرد.
گارسون, بارمن
بارتندر نوشیدنیها را با سهولت تمرینشده سرو کرد.
پول قانونی, وسیله پرداخت قانونی
اسکناسها و سکهها در اکثر کشورها وسیله پرداخت قانونی هستند.
درخت واژگانی



























