جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بسط دادن, گسترش دادن
او دستش را برای یک دست دادن دوستانه دراز میکند.
جاده برای مایلها از میان صحرا امتداد مییابد و در افق ناپدید میشود.
ارائه دادن, پیشنهاد دادن
شرکت پس از مصاحبه موفق، پیشنهاد شغلی را به داوطلب واجد شرایط تمدید کرد.
جلوی کسی گرفتن (به نشانه اخترام), تقدیم کردن
او دستش را به نشانه خوشآمدگویی دراز کرد تا همکار جدید را به تیم خوش آمد بگوید.
مدیر هتل به مهمانان هنگام ورود گسترش داد یک خوش آمدگویی گرم.
طولانی کردن
کشف انقلابی دانشمند میتواند عمر بیماران مبتلا به بیماریهای لاعلاج را افزایش دهد.
در بر گرفتن, شامل شدن
برنامه بورسیه به دانشآموزانی از خانوادههای کمدرآمد که برتری تحصیلی نشان میدهند توسعه مییابد.
گسترش یافتن
در حالی که آتشسوزی جنگل شعلهور بود، به سرعت در سراسر جنگل گسترش یافت و درختان و پوشش گیاهی را در مسیر خود بلعید.
(با اضافه کردن مواد) پر کردن
نانوا با اضافه کردن آرد بیشتر، خمیر کیک را گسترش داد.
بیشتر مهلت دادن, به تعویق انداختن
بانک موافقت کرد که دوره بازپرداخت وام را تمدید کند تا به وام گیرنده در مدیریت مشکلات مالی اش کمک کند.
گسترش دادن (به منظور بهبود بهرهوری)
در مواجهه با رقابت سخت، ورزشکار خود را گسترش داد، همه چیز را در دو نهایی به سمت خط پایان داد.
دراز کردن, کش دادن
پس از یک روز طولانی پشت میز، او تصمیم گرفت پاهایش را بکشد و روی مبل استراحت کند.
درخت واژگانی



























