شناور,وسیله نقلیه آبی
آبتره • شاهی، رنگی زرد-سبز متوسط که سبزتر و عمیقتر از سبز خزهای و زردتر و تیرهتر از سبز نخودی است,رنگ شاهی، یک رنگ زرد-سبز متوسط، سبزتر و عمیقتر از سبز خزهای و زردتر و تیرهتر از سبز نخودی
آبشار
غازسانان
کنار دریا,منطقه بندری
*سالاد واترگیت
آبپاش
غرق آب,اشباع شده از آب
علامت سطح آب • واترمارک زدن,علامت گذاری با واترمارک
هندوانه
ضدآب • بارانی • ضد آب کردن,نفوذ ناپذیر کردن در برابر آب
ضد آب,نفوذ ناپذیر آب
آبرو,ناودان
غیرقابل رد,بیعیب
راه آبی
چرخ آب,آسیاب آبی
*تأمین آب
آبدار,پر از آب
وات
غبغبک • بافتن برای تشکیل حصار,تنیدن برای ساخت پرچین
*مرغ پوپی
موج • دست را تکان دادن
خشت بر دریا زدن
مدل موج,مدل موجی
عدد موج
انرژی موج,قدرت موج
مخزن موج,حوض موج
دامنه طول موج
طول موج
موج کوچک
مردد بودن • نوسان,لرزش
فرد مردد
تزلزل,نوسان • مردد
مُد روز,شیک
موجدار,فرخورده
موج دار مو,با فرهای نرم
موم • موم انداختن
لوبیازرد
شمع,موم
شب پره موم,کرم موم
کاغذ مومی
نوار اپیلاسیون آماده مصرف
دستگاه وکس
وکسبری,درخت موم
*سهرگان ریز
اپیلاسیون با موم,موم اپیلاسیون • در حال رشد,افزاینده
*باللاکیها
تاثیرپذیر,به راحتی تحت تاثیر قرار می گیرد
روش • دور,خیلی دور
سبک زندگی
خروجی,راه فرار
غیر متعارف,آوانگارد
کمین کردن
نشانه,علامت
شیء راه,تجهیزات راه آهن
سرکش,نافرمان
احمق,نادان
ما
ضعیف,شکننده
بسیار ضعیف
سستاراده
کاملا تحت تاثیر احساسات
زانوهای کسی سست شدن
نقطهضعف
نقطهضعف
سمت ضعیف,منطقه ضعیف
تضعیف کردن
ضعیف شده,کاهش یافته
ضعيف,ترسو
با شدت کم • از نظر جسمی ضعیف
ضعف
برآمدگی (پوست)
خوشی و ناخوشی
ثروت
ثروتمند
از شیر گرفتن
جنگافزار
سیستم سلاح,سلاح
مسلح کردن,تبدیل به سلاح کردن
سلاح
مسئول اسلحه
بهتن داشتن • پوشیدن,پوشاک
فرسودگی
تضعیف شدن
چند وظیفه برعهده داشتن
احساسات خود را پنهان نکردن
بهتدریج از بین رفتن
فرسودن
حرف آخر را در خانه زدن
رئیس بودن
پوشیدنی,لباس • قابل پوشیدن,پوشیدنی
پوشنده,کاربر
با خستگی,خستهوار
پوشیدن,پوشاک • خستهکننده,فرساینده
پوشاک,لباس