walk on airware
از 18
walk on airware
walk on air[phrase]

از خوشحالی روی ابرها بودن

walk on eggshells[phrase]

با احتیاط رفتار کردن

walk on heels[phrase]
walk on the clouds[phrase]
walk on thin ice[phrase]

با آتش بازی کردن

walk out[v]

گذاشتن و رفتن

walk the chalk[phrase]

سنجیده رفتار کردن

walk the talk[phrase]

به حرف خود عمل کردن

walk the walk[phrase]

به حرف‌های خود عمل کردن

walk up to[phrase]
walk with a limp[phrase]
walk-on[n][adj]

نقش کوچک و فرعی در فیلم • گنگ,بدون صحبت

walker[n]

واکر کودک,واکر

walkie-talkie[n]

واکی تاکی

walking[adj][n]

قابل دسترسی پیاده,نزدیک به اندازه کافی برای پیاده روی • پیاده‌روی

walking holiday[n]

طبیعت‌گذرانی

walking papers[phrase]

حکم اخراج

walking shoe[n]

کفش پیاده‌روی

walking stick[n]

عصا

walkway[n]

گذر

wall[n][v]

دیوار • دیوار کشیدن دور,محصور کردن با دیوار

wall art[n]

هنر دیواری,دکوراسیون دیواری

wall ball[n]

توپ دیواری,بازی توپ به دیوار

wall brown[n]

قهوه ای دیواری,Lasiommata megera

wall cabinet[n]

*کابینت دیواری

wall clock[n]

*ساعت دیواری

wall creeper[n]

*دیوارخزک

wall decal[n]

استیکر دیواری,دکال دیواری

wall handrail[n]

نرده دیواری,دستگیره دیواری

wall lizard[n]

*مارمولک دیواری

wall of death[n]

دیوار مرگ,استوانه مرگ

wall panel[n]

دیوار پوش

wall plate[n]

صفحه دیواری,تیرک افقی

wall plug[n]

پریز دیواری,فیوز دیواری

wall shelf[n]

قفسه دیواری,طاقچه دیواری

wall socket[n]

پریز دیواری,پریز برق

wall street[n]

وال استریت (خیابانی در منهتن پایین که بورس اوراق بهادار نیویورک در آن واقع شده است؛ نماد مالی آمریکا),خیابان وال (خیابانی در منهتن پایین که میزبان بورس اوراق بهادار نیویورک است، نماد مالی ایالات متحده)

wall-to-wall[adj]

کاملاً پر شده,پر از آدم

wallaby[n]

والابی

wallaroo[n]

والارو

wallet[n]

کیف پول

wallflower[n]

گل دیواری,شقایق زرد

wallop[v][n]

به شدت شکست دادن,نابود کردن • ضربه شدید,کوبش سخت

walloping[adj][n]

بسیار بزرگ • شکست سنگین,ضربه شدید

wallow[v][n]

خود را غرق (کاری) کردن • غلطیدن,تنبلی کردن

wallpaper[n][v]

کاغذدیواری • کاغذدیواری کردن

wallscape[n]

تبلیغ دیواری

wally[n]

یک احمق,یک ساده لوح

walnut[n]

گردو

walnut brown[adj]

قهوه‌ای گردویی

walrus[n]

گراز دریایی

waltz[n][v]

والس,رقص والس • والس رقصیدن

wampum[n]

وامپوم (نوعی صدف باارزش به عنوان ارز و جواهر)

wan[adj][v]

رنگ پریده,ضعیف • پژمرده شدن,ضعیف شدن

wand[n]

عصای آیینی

wander[v]

بی‌هدف راه رفتن

wandering[adj][n]

سرگردان,آواره • سرگردانی,پرسه زدن

wandering glider[n]

آب‌نشین

wane[v][n]

شکل هلالی گرفتن • کاهش,زوال

wanker[n]

کسى که استمناء مى‌کند,شخص خودارضایی کننده

wankerdom[n]

احمقی,نادانی

wankerish[adj]

مغرور,احمقانه

wankface[n]

صورت احمق,احمق

wankstain[n]

زباله,پست

wanktard[n]

احمق,نادان

wankware[n]

نرم‌افزار پورنوگرافی,نرم‌افزار جنسی بی‌کیفیت

wannabe[n]

تقلیدکننده,ادا درآور

wanness[n]

رنگ پریدگی,سفیدی

want[v][n]

خواستن • نیازمندی

want ad[n]

نیازمندی‌ها

want for[v]

نیازمند چیزی بودن

want out[v]

تمایل به ترک جایی داشتن

wanted[adj]

مورد نظر,فراری

wanting[adj][prep]

ناکافی • فاقد,به دلیل کمبود

wanton[n][v][adj]

زن هرزه,زن شهوانی • به شدت بی رحمانه و وحشیانه رفتار کردن,با بی رحمی و خشونت شدید عمل کردن • بی‌بندوبار (رابطه جنسی)

wantonly[adv]

عمداً,بی دلیل

wantonness[n]

بی‌عاری

wantwit[n]

احمق,نادان

wapiti[n]

واپیتی,گوزن واپیتی

war[n][v]

جنگ • جنگ کردن,مبارزه کردن

war crime[n]

جنایت جنگی (نقض قانون جنگی)

war criminal[n]

جنایتکار جنگی,جنایتکار جنگی

war dance[n]

رقص جنگی,رقص نبرد

war film[n]

فیلم جنگی

war game[n]

بازی جنگی,شبیه‌سازی نظامی

war journalism[n]

روزنامه‌نگاری جنگی

war of words[phrase]

جنگ لفظی

war paint[n]

رنگ جنگ,لباس تشریفاتی کامل جنگی

war zone[n]

منطقه جنگی,منطقه درگیری

war-torn[adj]

جنگ‌زده

warble[v][n]

*چهچهه زدن • ورم پوستی ناشی از لارو مگس,آلودگی انگلی در گاو

warbler[n]

*سسک

ward[n][v]

تحت سرپرستی,محافظت‌شده • محافظت کردن,نگهبانی کردن

ward off[v]

از چیزی جلوگیری کردن

warden[n]

رئیس زندان

wardrobe[n]

کمد لباس

wardrobe master[n]

سرپرست تیم طراحی لباس

wardrobe mistress[n]

سرپرست تیم طراحی لباس

wardship[n]

قیمومت,سرپرستی

ware[n][v]

آلات • اسراف کردن,تبذیر کردن

LanGeek
دانلود برنامه