از خوشحالی روی ابرها بودن
با احتیاط رفتار کردن
با آتش بازی کردن
گذاشتن و رفتن
سنجیده رفتار کردن
به حرف خود عمل کردن
به حرفهای خود عمل کردن
نقش کوچک و فرعی در فیلم • گنگ,بدون صحبت
واکر کودک,واکر
واکی تاکی
قابل دسترسی پیاده,نزدیک به اندازه کافی برای پیاده روی • پیادهروی
طبیعتگذرانی
حکم اخراج
کفش پیادهروی
عصا
گذر
دیوار • دیوار کشیدن دور,محصور کردن با دیوار
هنر دیواری,دکوراسیون دیواری
توپ دیواری,بازی توپ به دیوار
قهوه ای دیواری,Lasiommata megera
*کابینت دیواری
*ساعت دیواری
*دیوارخزک
استیکر دیواری,دکال دیواری
نرده دیواری,دستگیره دیواری
*مارمولک دیواری
دیوار مرگ,استوانه مرگ
دیوار پوش
صفحه دیواری,تیرک افقی
پریز دیواری,فیوز دیواری
قفسه دیواری,طاقچه دیواری
پریز دیواری,پریز برق
وال استریت (خیابانی در منهتن پایین که بورس اوراق بهادار نیویورک در آن واقع شده است؛ نماد مالی آمریکا),خیابان وال (خیابانی در منهتن پایین که میزبان بورس اوراق بهادار نیویورک است، نماد مالی ایالات متحده)
کاملاً پر شده,پر از آدم
والابی
والارو
کیف پول
گل دیواری,شقایق زرد
به شدت شکست دادن,نابود کردن • ضربه شدید,کوبش سخت
بسیار بزرگ • شکست سنگین,ضربه شدید
خود را غرق (کاری) کردن • غلطیدن,تنبلی کردن
کاغذدیواری • کاغذدیواری کردن
تبلیغ دیواری
یک احمق,یک ساده لوح
گردو
قهوهای گردویی
گراز دریایی
والس,رقص والس • والس رقصیدن
وامپوم (نوعی صدف باارزش به عنوان ارز و جواهر)
رنگ پریده,ضعیف • پژمرده شدن,ضعیف شدن
عصای آیینی
بیهدف راه رفتن
سرگردان,آواره • سرگردانی,پرسه زدن
آبنشین
شکل هلالی گرفتن • کاهش,زوال
کسى که استمناء مىکند,شخص خودارضایی کننده
احمقی,نادانی
مغرور,احمقانه
صورت احمق,احمق
زباله,پست
احمق,نادان
نرمافزار پورنوگرافی,نرمافزار جنسی بیکیفیت
تقلیدکننده,ادا درآور
رنگ پریدگی,سفیدی
خواستن • نیازمندی
نیازمندیها
نیازمند چیزی بودن
تمایل به ترک جایی داشتن
مورد نظر,فراری
ناکافی • فاقد,به دلیل کمبود
زن هرزه,زن شهوانی • به شدت بی رحمانه و وحشیانه رفتار کردن,با بی رحمی و خشونت شدید عمل کردن • بیبندوبار (رابطه جنسی)
عمداً,بی دلیل
بیعاری
احمق,نادان
واپیتی,گوزن واپیتی
جنگ • جنگ کردن,مبارزه کردن
جنایت جنگی (نقض قانون جنگی)
جنایتکار جنگی,جنایتکار جنگی
رقص جنگی,رقص نبرد
فیلم جنگی
بازی جنگی,شبیهسازی نظامی
روزنامهنگاری جنگی
جنگ لفظی
رنگ جنگ,لباس تشریفاتی کامل جنگی
منطقه جنگی,منطقه درگیری
جنگزده
*چهچهه زدن • ورم پوستی ناشی از لارو مگس,آلودگی انگلی در گاو
*سسک
تحت سرپرستی,محافظتشده • محافظت کردن,نگهبانی کردن
از چیزی جلوگیری کردن
رئیس زندان
کمد لباس
سرپرست تیم طراحی لباس
سرپرست تیم طراحی لباس
قیمومت,سرپرستی
آلات • اسراف کردن,تبذیر کردن