خستهکننده
خسته • خسته شدن,فرسوده شدن
راسو (جانورشناسی)
آبوهوا • در معرض باد,در برابر باد • تغییر کردن
شرایط آب و هوایی,وضعیت آب و هوا
پیشبینی آبوهوا
پیشبینی آب و هوا,چشمانداز آب و هوا
ایستگاه هواشناسی
بحران را رد کردن
بادنما,جهتنماي باد
فرسوده (در اثر تماس با هوا)
فرسوده شده توسط آب و هوا,تغییر یافته توسط زمان
فرسوده,آب خورده
گزارشگر آبوهوا (مؤنث)
هوازدگی
هواشناس
بادنما
بافتن • بافت,نوع بافت
بافنده,پرنده بافنده
سهره بافنده,پرنده بافنده
مرغ جولا
نساجی
تار • بافتن,تنیدن
مرورگر وب,مرورگر اینترنت
وب چت
طراح وب,طراح وبسایت
رمان اینترنتی
روزنامه اینترنتی
صفحه وب
ردیابی در وب
*دارای پنجههای پردهدار
*پردهدار
وبکم
وبینار,سمینار آنلاین
وبلاگ
وبسایت
یک کمیک دیجیتالی که برای خواندن عمودی روی صفحهها طراحی شده است,یک وبتون
ازدواج کردن • چهارشنبه,چهارمین روز هفته • ازدواج کرده,متحد
متاهل,ازدواج کرده
عروسی
سالگرد ازدواج
حلقه ازدواج,نوار عروسی
*صبحانه عروسی
کیک عروسی
مراسم عروسی,جشن عروسی
روز عروسی,عروسی
لباس عروس
لباس عروس
موسیقی عروسی
ضیافت عروسی,جشن عروسی
حلقه ازدواج
گوه,تکیه گاه • گوه زدن,ثابت کردن
پاشنه گوهای,پاشنه بندی
سالاد کاهو
چهارشنبه
بسیار کوچک • ادرار کردن,شاشیدن • شاش,ادرار
ساعات اول صبح
ادرار کردن,wee-wee کردن
ویبو,اوتاکو
علف هرز • چیدن علف هرز
حذف کردن,تصفیه کردن
وجین کردن,حذف علف های هرز
هفته
هفته به هفته,هر هفته
روز هفته
آخر هفته • آخر هفته را گذراندن
ساک مسافرتی کوچک
هفتگی • هفتگی • هفتهنامه
سوسیس,هات داگ
خیلی کوچک,ریز
گریه کردن
جلسه طولانی گریه,ماراتن اشک
گریان,به شیوه گریان
بید مجنون
گریان,اشکبار • (فیلم، کتاب و...) گریهآور
سوسکچه
جیش,شیشو
شخص حقیر,فرد آزاردهنده
سلفی گروهی,عکس دستهجمعی سلفی
وزن داشتن
وزن زیادی داشتن
تحت فشار قرار دادن
شرکت کردن (در مباحثه، فعالیت و...)
موجب نگرانی یا ناراحتی کسی شدن
وزن کردن,اندازه گیری
ایستگاه توزین,پست توزین
کسی را ارزیابی کردن
سنجیده حرف زدن
محفظه توزین,اتاق توزین
ترازو,دستگاه توزین
ترازو,مقیاس وزن
وزن • جانبدار کردن,تاثیر گذاشتن
کمربند وزنه,کمربند وزن
رده وزنی,کلاس وزن
بار دنیا روی دوش
باری که از دوش برداشته شده
وزنهبرداری کردن
سنگین,بارگذاری شده
وزن دهی,تخصیص وزن