winemakerwispy
از 18
winemakerwispy
winemaker[n]

شراب‌ساز,تولیدکننده شراب

winemaking[n]

شراب‌سازی

winery[n]

*کارخانه شراب‌سازی

wing[n][v]

بال • پرواز کردن,سر خوردن

wing back[n]

وینگ بک,مدافع کناری

wing chair[n]

*صندلی پشت‌بلند

wing foiling[n]

وینگ فویلینگ,ورزش تخته با بال و هیدروفویل

wing forward[n]

بال فوروارد,فلنکر

wing mirror[n]

آینه بال,آینه کناری

wing screw[n]

پیچ بالدار,پیچ پروانه ای

wing tip[n]

*سر بال

wing wall[n]

دیوار بالی

wingback bed[n]

تخت با پشتی بالدار,تخت راحتی با پشتی بلند

winged[adj]

بالدار

winged bean[n]

لوبیای بالدار

winger[n]

بال,بازیکن کناری

wingman[n]

همپرواز,خلبان همراه

wingspan[n]

دهانه بال,عرض بال

wingsuit[n]

لباس بالدار,وینگ سوئیت

wingsuit flying[n]

پرواز با وینگ سوئیت,پرواز با لباس بالدار

wink[v][n]

چشمک زدن • چشمک

wink at[v]

چشم پوشی کردن از,عمداً نادیده گرفتن

winkle[n][v]

صدف پیرابند • حذف کردن,جابجا کردن

winnebago[n]

زبان سیوانی که توسط وینبگو صحبت می‌شود,وینبگو

winner[n]

برنده

winning[adj][n]

پیروز • پیروزی, برد

winnings[n]

برد

winnow[v][n]

باد دادن (غله) • پاک کردن غلات از کاه,عمل جداسازی دانه از کاه

wino[n]

*عیاش

winsome[adj]

جذاب

winsomely[adv]

به طور جذاب,با شیوایی

winter[n][v]

زمستان • زمستان گذراندن,گذراندن زمستان

winter melon[n]

*خربزه زمستانی

winter olympic games[n]

بازی‌های المپیک زمستانی,المپیک زمستانی

winter paralympics[n]

بازی‌های پارالمپیک زمستانی,پارالمپیک زمستانی

winter scarf[n]

شال زمستانی,روسری زمستانی

winter sport[n]

ورزش زمستانی,ورزش زمستان

wintergreen[n]

*گالتریا

wintertime[n]

زمستان,فصل زمستان

wintry[adj]

زمستانی

wipe[v][n]

تمیز کردن • پاک کردن,مالش

wipe away[v]

(با دست یا پارچه) چیزی را پاک کردن

wipe down[v]

(با پارچه خیس) تمیز کردن

wipe off[v]

پاک کردن,تمیز کردن

wipe off the map[phrase]

نابود کردن

wipe out[v]

پاک کردن

wipe smile off face[phrase]

حال کسی را گرفتن

wipe the floor with[phrase]

حسابی شکست دادن

wipe the slate clean[phrase]

از نو شروع کردن

wipe up[v]

تمیز کردن

wiped-out[adj]

نیست‌ونابود‌شده

wipeout[n]

سقوط,واژگونی

wiper[n]

برف پاک کن,دستگاه پاک کننده شیشه جلو

wiper blade[n]

تیغه برف پاک کن,تیغه شیشه پاک کن

wire[n][v]

سیم • سیم‌کشی کردن,نصب سیم‌های برق

wire binding[n]

صحافی سیمی

wire brush[n]

*فرچه سیمی

wire crimper[n]

ابزار کریمپ سیم,سیم چین

wire cutter[n]

سیم‌چین

wire loop game[n]

بازی حلقه سیم,بازی سیم برق

wire sculpture[n]

تندیس‌سازی سیمی

wire service[n]

خبرگزاری

wire shelf[n]

قفسه سیمی,قفسه فلزی

wire stripper[n]

سیم‌لخت‌کن

wire up[v]

از طریق سیم متصل کردن

wired[adj]

سیمی,مجهز به کابل

wireless[adj][n]

بی‌سیم • ارتباط بی‌سیم

wireless cable[n]

اتصال بی‌سیم

wireless fidelity[n]

وفاداری بی‌سیم,وای‌فای

wireless local area network[n]

شبکه محلی بی‌سیم,WLAN

wireless speaker[n]

*بلندگو بی‌سیم

wirelessly[adv]

بی‌سیم,به صورت بی‌سیم

wiretap[n][v]

شنود تلفنی,ضبط مکالمات • شنود کردن,رصد ارتباطات

wiring[n]

سیم کشی,نصب سیستم برق

wiry[adj]

لاغر اما عضلانی

wisdom[n]

درایت

wisdom tooth[n]

دندان عقل

wisdom will save you also from the adulterous woman from the wayward woman with her seductive words[sentence]
wisdom will save you from the ways of wicked men from men whose words are perverse[sentence]
wise[adj][n]

عاقل • روش,شیوه

wise after the event[phrase]

بعدِ خرابکاری فهمیدن

wise as an owl[phrase]

بسیار دانا

wise beyond years[phrase]

بیشتر از سن خود فهمیدن

wise guy[n]

خودعاقل‌پندار

wise man of gotham[phrase]
wise men learn by other's harm[sentence]
wise owl[n]

دانا و باتجربه

wise up[v]

هشیار شدن

wisecrack[v][n]

شوخی کردن,اظهار نظر کنایه آمیز کردن • شوخی باهوشانه,نظر طعنه آمیز

wisely[adv]

عاقلانه

wish[v][n]

آرزو داشتن • آرزو

wish list[n]

لیست علاقه‌مندی‌ها

wish well[phrase]

برای کسی آرزوی خیر کردن

wishbone[n]

استخوان جناغ

wishful thinking[n]

پندار آرزومندانه

wishing bone[n]

استخوان آرزو,فورکولای طیور خانگی

wishing well[n]

چاه آرزو

wishy-washy[adj]

ضعیف

wisp[n]

دسته (مو، چمن و...)

wispy[adj]

مبهم,غیر واضح

LanGeek
دانلود برنامه