wickedlywimp
از 18
wickedlywimp
wickedly[adv]

به طور شرورانه,با حیله گری

wicker[n]

شاخه های باریک و انعطاف پذیر,بامبو

wickerwork[n]

حصیربافی

wicket[n]

ویکت,ویکت

wicket gate[n]

دروازه کوچک,درب پیاده رو

wicket-keeper[n]

دروازه بان,ویکت کیپر

wicket-keeper's glove[n]

دستکش ویکت کیپر,دستکش دروازه بان

wicketkeeping[n]

ویکت کیپینگ,نقش ویکت کیپر

wide[adj][adv][n]

عریض • کاملاً • واید,توپ پهن

wide area network[n]
wide midfielder[n]

هافبک گسترده,بازیکن کناری

wide of the mark[phrase]

کاملاً نادرست

wide receiver[n]

گیرنده گسترده,واید ریسیور

wide release[n]

*انتشار گسترده

wide shot[n]

نمای باز

wide tooth comb[n]

شانه دندانه‌درشت

wide-angle[adj]

زاویه باز,لنز واید

wide-angle lens[n]

لنز واید

wide-cut[adj]

برش گشاد,برش آزاد

wide-eyed[adj]

چشمهای گشاد,ساده دل

wide-open[adj]
wide-ranging[adj]

وسیع,گسترده

widely[adv]

به طور گسترده,با فاصله زیاد

widen[v]

عریض شدن

widescreen[n][adj]

صفحه عریض • عریض

widespread[adj]

وسیع

widget[n]

ابزار,دستگاه

widow[n][v]

بیوه • بیوه کردن,سبب شدن در از دست دادن همسر

widow woman[n]

بیوه,زن بیوه

widow's peak[phrase]

حالت رویش وی‌شکلِ مو

widow's weeds[n]

لباس عزاداری

widowed[adj]

بیوه

widower[n]

بیوه

widowman[n]

بیوه مرد,مرد بیوه

width[n]

عرض

wield[v]

به‌ کار گرفتن

wiener[n]

سوسیس هات‌داگ

wiener schnitzel[n]

شنیسل

wienerwurst[n]

سوسیس وین,وینروورست

wife[n]

همسر

wifi[n]

وای‌فای

wig[n]

کلاه‌گیس

wig out[v]

بهم ریختن

wigeon[n]

*گیلار

wiggle[v][n]

تکان خوردن,جنبیدن • تکان خوردن,جنباندن

wigwag[v]

با پرچم یا نور بر اساس یک کد علامت دادن,ارسال سیگنال با پرچم یا نور

wiki[n]

ویکی,سایت ویکی

wild[adj][adv][n][v]

وحشی • وحشیانه، کنترل نشده • طبیعت وحشی,سرزمین‌های وحشی • دیوانه بازی کردن,کارهای دیوانه وار انجام دادن

wild and woolly[phrase]

لگام‌گسیخته

wild apple[n]

سیب وحشی,درخت سیب وحشی

wild ass[n]

*خر وحشی

wild blue yonder[n]

آبی بی‌کران,آسمان آبی

wild boar[n]

گراز

wild card[n]

جوکر,کارت آزاد

wild cherry[n]

گیلاس خودرو

wild dog[n]

سگ وحشی آفریقایی

wild goat[n]

بز کوهی,بز وحشی

wild goose chase[phrase]

دنبال نخود سیاه فرستادن

wild horse[n]

*اسب وحشی

wild leek[n]

*تره کوهی

wild peach[n]

*هلو وحشی

wild rice[n]

برنج وحشی

wild-eyed[adj]

خیره‌شده از حیرت یا وحشت

wildcat[n][adj]

گربه وحشی • وحشی,اکتشافی

wildebeest[n]

کل یالدار

wilderness[n]

طبیعت بکر

wildfire[n]

آتش‌سوزی جنگل

wildflower[n]
wildlife[n]

حیات‌وحش

wildlife corridor[n]

گذرگاه حیات وحش

wildlife crossing[n]

گذرگاه حیات وحش,اکوداکت

wildlife crossing sign[n]

تابلو عبور حیات وحش,علامت عبور حیوانات وحشی

wildlife refuge[n]

پناهگاه حیات وحش,ذخیره گاه طبیعی

wildly[adv]

به‌شدت

wildness[n]

وحشیگری,حالت طبیعی

wile[n]

فریب

wilfully[adv]

عمدا,از روی عمد

will[v][n]

[فعل کمکی زمان آینده] • اراده,خواسته

will-o'-the-wisp[n]

چراغ بادیه,توهم گمراه کننده

willet[n]

*آبچلیک فربه

willful[adj]

مشتاق

willfully[adv]

عمداً

williams syndrome[n]

سندرم ویلیامز

willies[n]

لرزش,ترس

willing[adj]

مایل

willing horse[phrase]

فرد آماده به کار

willingly[adv]

با کمال میل

willingness[n]

تمایل

willow[n]

بید (درخت)

willow tree[n]

درخت بید,بید

willowy[adj]

قدبلند و لاغراندام

willpower[n]

اراده

willy[n]

کیر,آلت تناسلی

willy-nilly[adv][adj]

بی‌نظم و ترتیب,سرسری • نامطمئن,دو دل

wilma[n]

زنانی که احمق یا فاقد هوش در نظر گرفته می‌شود,یک احمق

wilt[v][n]

پژمرده شدن,ضعیف شدن • پژمردگی,از دست دادن تورژسانس

wily[adj]

مکار

wimble[n]

یک مته دستی,یک دریل دستی

wimbledon[n]

ویمبلدون، حومه‌ای از لندن و مقر باشگاهی که در آن هر ساله مسابقات قهرمانی تنیس بین‌المللی در زمین‌های چمن برگزار می‌شود,ویمبلدون، منطقه‌ای در لندن که به میزبانی تورنمنت‌های تنیس روی چمن معروف است

wimp[n]

یک ذره زیراتمی فرضی با جرم زیاد که به صورت ضعیف با ماده معمولی از طریق گرانش تعامل دارد؛ به عنوان یکی از اجزای ماده تاریک جهان فرض شده است,یک WIMP (Weakly Interacting Massive Particle)

LanGeek
دانلود برنامه