جنگ جهانی دوم,جنگ جهانی II
قهرمانی وزنهبرداری جهان,مسابقات قهرمانی وزنهبرداری جهان
شبکه جهانی وب,وب جهانی
در سطح جهانی
پرآوازه
دنیوی,مادی
در سرتاسر جهان • جهانی,در سراسر جهان
کرم • پیچ خوردن, تاب خوردن
حرف کشیدن از کسی
با بهانه از زیر چیزی دررفتن
دیدگاه فرودستان
فرسوده,کهنه
خستهوکوفته
فرسوده,نرم شده با استفاده
کهنه
نگران
نگران کننده,مایه نگرانی
نگران شدن • نگرانی,دغدغه
جویدن,کشیدن
تسبیح
آزار و اذیت,قلدری • نگرانکننده
نگرانکننده
بدتر • بدتر,کمتر خوب • بدتر,بدتر از قبل
خستهوکوفته
بدتر,در وضعیت دشوارتر
بدتر شدن
بدتر شده,ضعیف شده
بدتر شدن,تشدید • بدتر شدن,شدیدتر شدن
تمیز کردن,شستن
پرستش,عبادت • پرستیدن
پرستنده,عابد
بدترین • بدترین حالت,به شدیدترین شکل • بدترین,ضعیفترین • شکست دادن
دشمن خود بودن
بدترین حالت
به ارزش • ارزش
کاربلد و لایق
ارزشش را داشتن
باارزش,مهم
بیارزش
باارزش
شایسته,لیاقتدار • شخصیت,شخص برجسته
[برای درخواست مودبانه]
ترجیح دادن
زخم • مجروح کردن • پیچیده,پیچیده
مضطرب
مجروح • مجروح
یک فرد اینترسکس,یک شخص اینترسکس
بافته شده,بافته
موفقیت بزرگ • تحت تأثیر قرار دادن,شگفت زده کردن
چیزی قابل توجه,یک چیز شگفتانگیز
کانگوروی دمقلممویی قلممو-دم
دادوبیداد کردن • دادوبیداد
درگیری
بستهبندی کردن • نوعی لباس زنانه
تبلیغات پوششی,تبلیغات وسایل نقلیه
کسی را مثل موم در دست داشتن
سر درآوردن از چیزی
لوس بار آوردن
کسی را روی انگشت چرخاندن
بستهبندی کردن
پیراهن چپ و راستی
پیچیده,پوشیده
روب حمام,گون زنانه
بسته بندی,کاغذ بسته بندی
کاغذ کادو,کاغذ بسته بندی
زمردماهی
خشم
خشمگین,پر از خشم
با خشم,با غضب
زوزه کشیدن,فریاد زدن
باعث مصیبت شدن
ویران کردن
تاج گل,حلقه گل
تخریب کردن • خرابه,ویرانه
غواصی در کشتیهای غرقشده,کاوش در کشتیهای غرقشده
گورستان خودرو
آوار,لاشه
ویران,نابود
کامیون یدککش,کامیون حمل ماشینهای تصادفی
گوی تخریب
اهرم آهنی سنگین,میله تخریب
الیکایی
آچار • کندن
به زور گرفتن
با کسی کشتی گرفتن • کشتی,جنگ تن به تن
کشتی گیر,ورزشکار کشتی
کشتی
عروسک کشتی,شبیه ساز حریف برای تمرین کشتی
آدم پست
فاجعهبار
بدبختی,بیچارگی
اسپاسم دردناک عضلانی، به ویژه در گردن یا کمر,انقباض دردناک عضلانی، مخصوصاً در گردن یا کمر • پیچ خوردن,رگ به رگ شدن
خزیدن • پیچ و تاب,لول خوردن
از مسئولیت فرار کردن
پیچان,مارپیچ