ویستریا,پیچ ویستریا • ویستریا
خیالاندیش
هوش,طنز • فهمیدن,درک کردن
ساحره • طلسم کردن,جادو کردن
جادوگری,جادو
لاک غلطگیر
با
با موفقیت
با دقت موشکافانه
با هدف,با نیت
با تمام احترام,با احترام کامل
با نفس حبسشده
با کمال میل
باردار,حامله
بدون توجه به عواقب
با آگاهی از عواقب
باموفقیت چشمگیر
با انرژی کامل
با امید به
متفقاً
مثل آب خوردن
یکصدا
با آغوش باز
با کمال میل
با اشاره به,در رابطه با
در مورد,با توجه به
در مورد,با توجه به
با کمال احترام
در رابطه با,با توجه به
با در نظر گرفتن آن,با توجه به آن
به استثنای,جز
با قصد,با نیت
با وقت اضافی
از سر شوخی و کنایه
با این حال,با این وجود
برداشت کردن
برداشت,عقب نشینی
اتاق پذیرایی,سالن مهمانان
منزوی,کنارهگیر
فاصله, محافظه کاری
خشک شدن
در نطفه خفه شدن
ویرانگر,تخریب کننده • پژمردگی, ضعف
سر کتف
نگه داشتن,پنهان کردن
درون,در داخل • در • درون,داخل • شامل,محتوا
در چارچوب منطق,با میانهروی
در فاصلهای نزدیک
بدون
بدون هیچ مشکلی
بیشک
حتماً
تحمل کردن
کوتهفکر
ویتلووف
شاهد بودن • شاهد
سکوی شاهد,جایگاه شاهد
تحت فشار قرار دادن شاهدها
شاهد,ناظر
همیشه در مورد مسائل بیاهمیت صحبت کردن
لطیفه
عمداً,آگاهانه
سریع و با ذکاوت (در صحبت کردن)
جادوگر,استاد • جادویی,سحرآمیز
چروکیده
تکان دادن • لرزش,تلو تلو خوردن
تخته تعادلی
ضعیف و متزلزل • یک وابلی,عضو اتحادیه کارگری Industrial Workers of the World
آبجو,نوشیدنی الکلی
مربوط به Wodaabe، یک گروه کوچنده در نیجر و چاد که برای لباسهای رنگارنگ، رقصهای سنتی و مراسم خاصشان شناخته شدهاند
رنج و بدبختی
غمگین,اندوهگین
غمگین
به طرز غمگینی,با اندوه عمیق
ماهیتابه ووک
ووکتارد,ووکتارد
گرگ • بلعیدن
بلعیدن
گرگ در لباس میش
گله گرگ ها,گروه گرگ ها
توله گرگ,گرگ جوان
*عنکبوت گرگی
سگ تازی
گرگ مانند,خاص گرگ
دله (جانورشناسی)
زن
پزشک زنان,متخصص زنان
زنانگی,وضعیت زن
زنباره,عاشقپیشه
رحم
از گهواره تا گور,از تولد تا مرگ