استریمر با کیفیت,استریمر عالی
W شکل,به شکل W
توالت,دبلیوسی
رقص وکینگ (همراه با حرکات بازو و ژستهای دراماتیک)
بد,بیکیفیت • یک آدم عجیب و غریب,یک دیوانه
مست,خسته
یک دیوانه,یک عجیب و غریب
عجیب و غریب
فشرده کردن,گوله کردن • یک توده جویدنی,یک گلوله
مثل اردک راه رفتن • راه رفتن اردکوار
در آب راه رفتن
حمله کردن
حمله کردن
پرنده کنارآبزی
چکمه بلند و ضد آب
دیسک چسبنده,قرص چسبناک
وافل • تعلل کردن,دو دل بودن
وافلساز
*اتو وافل
شخص بیادب,فرد بینزاکت
روی (هوا یا آب) شناور شدن • یک پرچم بلند؛ اغلب نوک تیز,یک پرچم بلند و نوک تیز
تکان دادن,جنباندن • شوخ,بذله گو
واگاشی (شیرینی ژاپنی)
دستمزد • کاری را شروع کردن
افزایش دستمزد,بالا رفتن حقوق
افزایش دستمزد,افزایش حقوق
شرطبندی • شرط بندی کردن,قمار کردن
شوخ
ارابه,واگن
کاروان واگن ها,قطار واگن
واگن خواب
*دمجنبانک
بچهسرراهی
باریک و ظریف
با صدای بلند گریه کردن • ناله,زاری
روکش دیوار
کمر
پیشبند کمری
کیف کمری,کیف کوچک قابل نصب روی کمربند
تا کمر,به ارتفاع کمر • تاکمر
کمر (شلوار، دامن و...)
جلیقه
دور کمر
صبر کردن • انتظار,منتظر
خواهی دید
جایی ماندن
منتظر کسی یا چیزی بودن
در انتظار فرصت بودن
به نیازها یا درخواستهای کسی رسیدگی کردن
پیشخدمت بودن
منتظر نوبت خود شدن
در حین انتظار بیدار ماندن
پیشخدمت (مرد)
دستیار گارسون,کمک پیشخدمت
انتظار • در انتظار,آماده
اتاق انتظار,منطقه انتظار
سیاستِ صبر و انتظار
لیست انتظار,صف انتظار
سالن انتظار
پیشخدمت (زن) • به عنوان پیشخدمت یا پیشخدمت زن در یک رستوران خدمت کردن,به عنوان پیشخدمت یا پیشخدمت زن در یک رستوران کار کردن
خدمه رستوران
از حق (خود) گذشتن
اقرارنامه اسقاط حق
مراقب بودن,نگهبانی دادن • پیامد,عاقبت
بیدار شدن
بیدار شدن و واقعیت را دیدن
بیدار شدن به,آگاه شدن از
تماس بیدارباش
ویکبورد,تخته ویکبورد
اتصال ویک بورد,بست ویک بورد
ویک بوردینگ,یک ورزش آبی که شامل سواری روی یک تخته کوتاه و باریک در حالی که توسط یک قایق موتوری کشیده میشود
هوشیار,مراقب
بیدار شدن از خواب
والدمیستر,برگ های سبز تیره معطر مورد استفاده برای طعم دادن به شراب می
*سالاد سیب و آجیل
ولز
راه رفتن • پیادهروی
روی لبه تیغ راه رفتن
از کسی سوءاستفاده کردن
پرسه زدن
در دوره بدشانسی بودن
ترک کردن
قدمبهقدم پیش رفتن
در زمانی نامناسب به کسی بر خوردن
(مثل) آب خوردن
ندانسته وارد چیزی شدن
به آسانی به دست آوردن
حرفه,شغل
راهپیمایی شرم,پیادهروی ننگ
دور شدن
چیزی را دزدیدن