جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
wack
01
بد, بیکیفیت
bad, low-quality, or uncool
Dialect
American
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
wackest
شکل تفضیلی
wacker
درجهپذیر
مثالها
That movie was totally wack; I walked out halfway through.
آن فیلم کاملاً بد بود؛ نیمهراه بیرون آمدم.
Wack
01
یک آدم عجیب و غریب, یک دیوانه
a person regarded as eccentric, crazy, or irrational
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
wacks
مثالها
The old wack down the street talks to his garden gnomes every evening.
عجیب و غریب خیابان هر شب با کوتولههای باغچهاش صحبت میکند.



























