فشردن,آزار دادن • پیچش,فشردن
به زور از کسی حرف کشیدن
دستهای خود را به هم مالیدن
فشردن,پیچاندن
*آبچلان
چروک • چروک شدن
چروکیده,چین خورده
بی چین و چروک,بدون تا
پرچینوچروک
مغز چروکیده,مغز چین خورده
مچ دست
مچبند
مفصل مچ دست,مفصل مچ
شوت مچ دست,ضربه مچی
ساعت مچی,ساعت دستبند
مچبند
دستبند
ساعت مچی,ساعت دستبند
حکم
نوشتن
نوشتن
به شرکت یا مؤسسهای نامه نوشتن (بهمنظور کسب اطلاعات یا انتقاد و شکایت)
قید کردن
بیارزش شمردن
به وضوح نوشتن
به صورت واضح نوشتن • گزارش (خبر)
حذف بدهی
نقد
نویسنده
سد نویسنده
گرفتگی عضلات دست
وول خوردن
نگارش
میز تحریر قابل حمل,میز نوشتن قابل حمل
از شواهد پیداست
سیستم نوشتاری,روش نوشتن
کتبی
توافقنامه کتبی
از چهرهاش پیدا بودن
امتحان کتبی,آزمون نوشتاری
اشتباه • اشتباه,ظلم • ظلم کردن,بدرفتاری کردن با • بهاشتباه
طرف بازنده
وارونه,برعکس
همزمانی مسیر اشتباه,همپوشانی جهت مخالف
خطاکار,مجرم
غیرقانونی,بیاساس
به ناحق,به اشتباه
نادرستی,غیرقانونی بودن
به اشتباه
عصبانی,خشمگین
خشمگین,پر از خشم
شکل داده شده,کار شده
کنایهآمیز
*نوکتابیده
*دارکوبان راهراه
جوان موفق
*الکتروپیانو وورلیتزر
ووشو,هنر رزمی چینی
ترسو,بزدل
فرد بزدل
wye,بیست و پنجمین حرف الفبای رومی
ویرد,سرنوشت