جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
wrong
مثالها
She pressed the wrong button and accidentally deleted the file.
او دکمه اشتباه را فشار داد و به طور تصادفی فایل را حذف کرد.
02
نادرست
against the law or morality
مثالها
Cheating on exams is wrong because it undermines academic integrity.
تقلب در امتحانات اشتباه است زیرا یکپارچگی تحصیلی را تضعیف میکند.
مثالها
Wearing casual clothes to a formal event is considered wrong by many.
پوشیدن لباس غیررسمی در یک مراسم رسمی توسط بسیاری اشتباه در نظر گرفته میشود.
مثالها
The car engine sounds wrong and needs checking.
موتور ماشین اشتباه صدا میدهد و نیاز به بررسی دارد.
05
نادرست, غلط
deviating from what is correct or expected
مثالها
The team made the wrong moves during the game, leading to their defeat.
تیم در طول بازی حرکات اشتباهی انجام داد که منجر به شکست آنها شد.
06
وارونه, برعکس
referring to the side of fabric or clothing that is intended to be hidden or face inward when worn
مثالها
She accidentally wore her shirt with the wrong side out.
او به طور تصادفی پیراهنش را برعکس پوشید.
wrong
01
بهاشتباه, غلط
in a manner that is incorrect or mistaken
مثالها
They assumed I would prefer coffee, but they guessed wrong, as I actually prefer tea.
آنها فرض کردند که من قهوه را ترجیح میدهم، اما آنها اشتباه حدس زدند، چون در واقع من چای را ترجیح میدهم.
Wrong
مثالها
She tried to make amends for the wrong she had caused.
او سعی کرد اشتباهی را که مرتکب شده بود جبران کند.
مثالها
History remembers those who fight against social wrongs.
تاریخ کسانی را که علیه نادرستیهای اجتماعی میجنگند به یاد میآورد.
درخت واژگانی
wrongly
wrongness
wrong



























