جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
walloping
01
بسیار بزرگ
extremely large, powerful, or impressive in size or impact
Informal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most walloping
شکل تفضیلی
more walloping
درجهپذیر
مثالها
The scientist made a walloping breakthrough in the field, revolutionizing current understanding.
دانشمند یک پیشرفت عظیم در این زمینه انجام داد که درک فعلی را متحول کرد.
Walloping
01
شکست سنگین, ضربه شدید
a very strong and complete defeat
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
wallopings
مثالها
After a fierce debate, she delivered a walloping that left her opponent speechless.
پس از یک بحث شدید، او یک شکست سنگین وارد کرد که حریفش را مبهوت کرد.
درخت واژگانی
walloping
wallop



























