جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
walloping
01
بسیار بزرگ
extremely large, powerful, or impressive in size or impact
غیررسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most walloping
شکل تفضیلی
more walloping
درجهپذیر
حوزه
size, impact, evaluation
مثالها
The company reported a walloping increase in profits, exceeding all expectations for the quarter.
شرکت از افزایش سرسامآور سود خبر داد که فراتر از همه انتظارات برای این سه ماهه بود.
Walloping
01
شکست سنگین, ضربه شدید
a very strong and complete defeat
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
wallopings
مثالها
The underdog team surprised everyone by giving the champions a walloping in the finals.
تیم ضعیف با دادن شکست سنگین به قهرمانان در فینال همه را شگفت زده کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
walloping
wallop



























