جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
waxy
01
تاثیرپذیر, به راحتی تحت تاثیر قرار می گیرد
easily impressed or influenced
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
waxiest
شکل تفضیلی
waxier
درجهپذیر
02
مومی, پوشیده از موم
made of or covered with wax
03
صاف و لغزنده
having a smooth, glossy, and somewhat slippery or greasy texture resembling wax
مثالها
The cheese had a waxy texture, making it easy to slice for a sandwich.
پنیر بافتی مومی داشت که بریدن آن را برای ساندویچ آسان میکرد.
04
انعطاف پذیر, قابل خم شدن
capable of being bent or flexed or twisted without breaking
درخت واژگانی
waxiness
waxy
wax



























