جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
لرزان بودن
در گرمای بیابان، افق دور دست به نظر میرسید که میلرزد و تغییر میکند، و اثر سراب را ایجاد میکرد.
مردد بودن, دودل بودن
سارا میتوانست ببیند که او در تعهدش به پروژه با افزایش چالشها تردید دارد.
تلو تلو خوردن, ضعیف شدن
استقامت ورزشکار شروع به تلو تلو خوردن کرد وقتی که به قسمت پایانی ماراتن نزدیک شد.
لرزیدن, تلو تلو خوردن
موسیقی دور نوسان داشت در حالی که باد ملودی را حمل میکرد.
لرزیدن, تلو تلو خوردن
نور شمع در اتاق پر از جریان هوا تلوتلو خورد و سایههای رقصانی بر دیوارها انداخت.
نوسان, لرزش
شعله شمع یک لرزش ملایم در نسیم داد.
یک تردید, یک وقفه کوتاه
در صدایش یک تردید بود وقتی نامش را بر زبان آورد.
فردی که دست تکان میدهد, دست تکان دهنده
جمعیت دست تکاندهندگان در کنار جاده صف کشیدند تا به ورزشکاران سلام کنند.
درخت واژگانی



























