جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بهتن داشتن
او تصمیم گرفت یک لباس زیبا به مهمانی بپوشد.
داشتن (مدل خاصی مو، ریش و غیره)
او دوست دارد ریشش را به صورت مرتب بپوشد.
فرسوده کردن, ساییدن
باز و بسته شدن مکرر درب، لولا را فرسوده کرده بود.
پوسیده شدن
شلوار جین مورد علاقهاش درزها را پوسیده بود.
ساییدن, حفر کردن
باران مداوم ساییده بود شیارهایی در مسیر باغ.
سالم ماندن, دوام آوردن
ارثیه خانوادگی قدیمی به خوبی دوام آورده و هنوز زیبا به نظر میرسد.
بر چهره داشتن, به خود گرفتن
او زمانی که خبر خوب را دریافت کرد، حالتی شاد بر چهره داشت.
برافراشتن, نمایش دادن
کشتی با افتخار پرچم ملی را برافراشته بود در حالی که به بندرگاه میرسید.
گذراندن, صرف کردن
آنها شب را با خنده و گفتگو گذراندند.
تحمل کردن, پذیرفتن
او یک ایده جسورانه ارائه داد، اما اعضای محافظهکار هیئت مدیره نمیخواستند آن را بپذیرند.
اعمال کردن, گذاشتن
او فراموش کرد که کرم ضد آفتاب بزند و آفتاب سوختگی گرفت.
پوشاک, لباس
پوشیدن, پوشاک
فرسودگی, خرابی
درخت واژگانی



























