real-time card gamereceptiveness
از 27
real-time card gamereceptiveness
real-time card game[n]

بازی کارت در زمان واقعی,بازی کارت زنده

real-time strategy game[n]

*بازی استراتژی هم‌زمان

realign[v]

تراز مجدد,تراز بهتر

realignment[n]

تجدیدنظر

realism[n]

واقع‌گرایی

realistic[adj]

واقع‌گرایانه

realistically[adv]

در حقیقت

reality[n]

واقعیت

reality show[n]

برنامه تلویزیونی واقع‌نما

reality tv[n]

تلویزیون واقع‌نما

realizable[adj]

تحقق‌یافتنی

realization[n]

تحقق

realizational morphology[n]

ریخت‌شناسی تحقق,ریخت‌شناسی اجرایی

realize[v]

پی بردن

really[adv]

واقعاً

realm[n]

قلمرو

reamer[n]

برقو

reanimate[v]

زنده کردن مجدد,احیاء کردن

reap[v]

برداشت کردن

reap the benefits[phrase]

از مزایای چیزی بهره بردن

reaper[n]

درودگر,ماشین برداشت

reappear[v]

دوباره ظاهر شدن,بازگشتن

reappraise[v]

دوباره ارزیابی کردن

rear[n][v][adj]

عقب,منطقه پشتیبانی • *روی دوپا بلند شدن • پشتی

rear end[n]

باسن

rear its head[phrase]

سر و کله‌اش پیدا شدن

rear projection[n]

*پرده پشتی نمایش

rear ugly head[phrase]
rear-end[v]

از پشت زدن,به عقب زدن

rear-projection television[n]

تلویزیون پروجکشن عقب

rear-wheel drive[n]

دیفرانسیل عقب,سیستم محرک چرخ های عقب

rearguard action[n]

آب در هاون کوبیدن

rearrange[v]

دوباره مرتب کردن

rearview mirror[n]

آینه عقب (اتومبیل)

rearward[adv][n][adj]

به سمت عقب,در جهت عقب • به سمت عقب,جهت به سمت عقب • عقب,به سمت عقب

reason[n][v]

دلیل • توجیه کردن

reason with[v]

با استدلال قانع کردن

reasonable[adj]

منطقی

reasonably[adv]

به‌طور معقولانه

reasoned[adj]

منطقی,استدلالی

reasoning[n][adj]

استدلال • استدلالی,منطقی

reassemble[v]

دوباره سرهم کردن، مجددا مونتاژ کردن

reassess[v]

دوباره ارزیابی کردن

reassessment[n]

ارزیابی مجدد

reassurance[n]

اطمینان خاطر

reassurance marker[n]

نشانه تایید,علامت اطمینان بخش

reassure[v]

اطمینان دادن

reassured[adj]

مطمئن,با اعتماد به نفس

reassuring[adj]

اطمینان بخش,تسلی دهنده

reattach[v]

دوباره متصل کردن

rebel[v][n]

شورش کردن • شورشی,سرباز کنفدراسیون

rebellion[n]

شورش

rebellious[adj]

سرکش

rebelliously[adv]

سرکشانه,به روشی سرکشانه

rebelliousness[n]

سرکشی

rebirth[n]

تولد دوباره,نوزایی

rebirthing[n]

تنفس‌درمانی

reboot[v]

دوباره راه انداختن

reborn baby doll[n]

عروسک ريبورن,عروسک نوزاد ريبورن

rebound[v][n]

برگشتن,پرش به عقب • رابطه عجولانه

rebound on[v]

نتیجه معکوس دادن

rebranding[n]

تغییر برند,بازنشان‌سازی برند

rebuff[v][n]

رد کردن • رد,پاسخ تند

rebuild[v]

بازسازی کردن

rebuke[v][n]

شدیداً انتقاد کردن • سرزنش,ملامت

rebus[n]

معمای تصویری,چیستان نمادین

rebus principle[n]

اصل معما,تکنیک معما

rebut[v]

استدلال (دیگری را) رد کردن

rebuttal[n]

اثبات نادرستی

recalcitrant[adj]

متمرد

recall[v][n]

به‌ یاد آوردن • استیضاح

recant[v]

اعتراف کردن

recap[n][v]

لاستیک بازیافتی,لاستیک بازسازی شده • خلاصه کردن,مرور نکات کلیدی

recapitulate[v]

خلاصه کردن

recapitulation[n]

خلاصه‌سازی,تکرار تم‌ها

recapture[v][n]

دوباره تجربه کردن • بازپس گیری

recast[v]

برای نقشی دیگر انتخاب کردن

recede[v]

از جلوی سر کچل شدن

receding[n][adj]

دور شدن, عقب نشینی • در حال پسروی (خط مو در پیشانی)

receipt[n][v]

رسید • به عنوان پرداخت شده علامت بزنید,به عنوان پرداخت شده مهر کنید

receipts[n]

درآمد,سود ناخالص

receivable[adj]

قابل‌وصول

receivables[n]

مطالبات

receive[v]

دریافت کردن

received pronunciation[n]

تلفظ پذیرفته شده,تلفظ استاندارد بریتانیایی

receiver[n]

گیرنده (رادیو یا تلویزیون)

receiving blanket[n]

پتوی نوزادی

receiving set[n]

گیرنده,دستگاه گیرنده

recent[adj][n]

اخیر • اخیر,دوره اخیر

recent epoch[n]

دوره اخیر,دوره فعلی

recently[adv]

اخیراً

receptacle[n]

جا

reception[n]

استقبال عمومی

reception desk[n]

میز پذیرش

reception room[n]

اتاق پذیرایی

receptionist[n]

متصدی پذیرش

receptive[adj]

پذیرا

receptive language disorder[n]

زبان‌پریشی دریافتی

receptive skill[n]

مهارت دریافتی,توانایی دریافتی

receptiveness[n]

پذیرش

LanGeek
دانلود برنامه