بازی کارت در زمان واقعی,بازی کارت زنده
*بازی استراتژی همزمان
تراز مجدد,تراز بهتر
تجدیدنظر
واقعگرایی
واقعگرایانه
در حقیقت
واقعیت
برنامه تلویزیونی واقعنما
تلویزیون واقعنما
تحققیافتنی
تحقق
ریختشناسی تحقق,ریختشناسی اجرایی
پی بردن
واقعاً
قلمرو
برقو
زنده کردن مجدد,احیاء کردن
برداشت کردن
از مزایای چیزی بهره بردن
درودگر,ماشین برداشت
دوباره ظاهر شدن,بازگشتن
دوباره ارزیابی کردن
عقب,منطقه پشتیبانی • *روی دوپا بلند شدن • پشتی
باسن
سر و کلهاش پیدا شدن
*پرده پشتی نمایش
از پشت زدن,به عقب زدن
تلویزیون پروجکشن عقب
دیفرانسیل عقب,سیستم محرک چرخ های عقب
آب در هاون کوبیدن
دوباره مرتب کردن
آینه عقب (اتومبیل)
به سمت عقب,در جهت عقب • به سمت عقب,جهت به سمت عقب • عقب,به سمت عقب
دلیل • توجیه کردن
با استدلال قانع کردن
منطقی
بهطور معقولانه
منطقی,استدلالی
استدلال • استدلالی,منطقی
دوباره سرهم کردن، مجددا مونتاژ کردن
دوباره ارزیابی کردن
ارزیابی مجدد
اطمینان خاطر
نشانه تایید,علامت اطمینان بخش
اطمینان دادن
مطمئن,با اعتماد به نفس
اطمینان بخش,تسلی دهنده
دوباره متصل کردن
شورش کردن • شورشی,سرباز کنفدراسیون
شورش
سرکش
سرکشانه,به روشی سرکشانه
سرکشی
تولد دوباره,نوزایی
تنفسدرمانی
دوباره راه انداختن
عروسک ريبورن,عروسک نوزاد ريبورن
برگشتن,پرش به عقب • رابطه عجولانه
نتیجه معکوس دادن
تغییر برند,بازنشانسازی برند
رد کردن • رد,پاسخ تند
بازسازی کردن
شدیداً انتقاد کردن • سرزنش,ملامت
معمای تصویری,چیستان نمادین
اصل معما,تکنیک معما
استدلال (دیگری را) رد کردن
اثبات نادرستی
متمرد
به یاد آوردن • استیضاح
اعتراف کردن
لاستیک بازیافتی,لاستیک بازسازی شده • خلاصه کردن,مرور نکات کلیدی
خلاصه کردن
خلاصهسازی,تکرار تمها
دوباره تجربه کردن • بازپس گیری
برای نقشی دیگر انتخاب کردن
از جلوی سر کچل شدن
دور شدن, عقب نشینی • در حال پسروی (خط مو در پیشانی)
رسید • به عنوان پرداخت شده علامت بزنید,به عنوان پرداخت شده مهر کنید
درآمد,سود ناخالص
قابلوصول
مطالبات
دریافت کردن
تلفظ پذیرفته شده,تلفظ استاندارد بریتانیایی
گیرنده (رادیو یا تلویزیون)
پتوی نوزادی
گیرنده,دستگاه گیرنده
اخیر • اخیر,دوره اخیر
دوره اخیر,دوره فعلی
اخیراً
جا
استقبال عمومی
میز پذیرش
اتاق پذیرایی
متصدی پذیرش
پذیرا
زبانپریشی دریافتی
مهارت دریافتی,توانایی دریافتی
پذیرش