rosetterower
از 27
rosetterower
rosette[n]

رزت,نشان به شکل گل رز

rosiness[n]

سرخی,رنگ سالم صورتی

roster[n]

لیست وظایف

rostrum[n]

سکو,تریبون

rosy[adj]

سرخ گلی

rosy about the gills[phrase]

سرحال و شاداب

rosy brown[adj]

صورتی‌قهوه‌ای

rosy-cheeked[adj]

گونه‌های گلگون,با گونه‌های سرخ سلامت

rot[v][n]

پوسیدن • پوسیدگی

rota[n]

لیست افراد و وظایفشان

rotary[adj][n]

چرخنده • میدان,چرخشی

rotary cutter[n]

*کاتر چرخشی

rotary hammer[n]

*دریل چکشی

rotary motion[n]

حرکت چرخشی,حرکت دورانی

rotary snowplow[n]

ماشین برفروب چرخشی,دستگاه چرخشی برفروبی

rotate[v]

چرخیدن

rotating shaft[n]

محور چرخان,شفت دوار

rotation[n]

چرخش,دوران

rotation defense[n]

دفاع چرخشی,دفاع دوران

rotational[adj]

چرخشی,دورانی

rotational jump[n]

پرش چرخشی,چرخش در هوا

rote[n]

یادگیری طوطی وار

rote learning[n]

یادگیری طوطی وار,حفظ مکانیکی

rotgut[n]

*مشروب الکلی بی‌کیفیت

rothschild's cuscus[n]

کوسکوس روتشیلد,پوسوم روتشیلد

roti[n]

نان روتی

rotisserie[n]

رستوران گوشت کبابی

rotor[n]

چرخانه

rotor coil[n]

سیم پیچ روتور,پیچش روتور

rotoscoping[n]

روتوسکپی

rotten[adj]

گندیده,بسیار بد

rotten egg[n]

آدم ناجور

rottenly[adv]

به بدترین شکل,به روشی ناخوشایند

rotting[n]

پوسیدگی,تجزیه

rottweiler[n]

سگ روتوایلر

rotund[adj]

چاق

rotunda[n]

روتوند,اتاق دایره‌ای بزرگ

rou jia mo[n]

*رو ژیا مو

roue[n]

هرزه,فاسد

rouge[n][v]

رژگونه • قرمز کردن با استفاده از رژگونه

rough[adj][v][adv][n]

سخت • شکل دادن به صورت خام,به صورت اولیه درآوردن • خشن, پرخاشگرانه • روف,علفزار بلند

rough and ready[phrase]

ساده اما کارراه‌انداز

rough cut[n]

تدوین اولیه

rough diamond[n]

فردی دانا یا ماهر با ظاهری خشن

rough justice[n]

بی عدالتی

rough out[v]

پیش‌طرح زدن

rough water[n]

آب خروشان,دریا متلاطم

rough-textured[adj]

زبر,بافت زبر

roughly[adv]

تقریباً

roughneck[n]

قلدر,اوباش

roulade[n]

رولاد

roulette[n]

رولت (نوعی بازی)

round[adj][n][v][adv][prep]

گرد • *گردران • دور چیزی چرخیدن • دور,به صورت دایره‌ای • دور

round bracket[n]

پرانتز,پرانتز گرد

round brush[n]

برس گرد

round character[n]

شخصیت چندوجهی

round dance[n]

رقص دایره‌ای,رقص گردشی

round down[v]

رند کردن

round of applause[phrase]

تشویق

round off[v]

پایانی رضایت‌بخش داشتن

round on[v]

به کسی پریدن

round out[v]

با افزایش اندازه چیزی آن را بهبود بخشیدن

round point shovel[n]

بیل گرد

round the clock[adv]

24 ساعته,بدون توقف

round trip[n][adj]

سفر رفت‌وبرگشت

round up[v]

گرد آوردن

round window[n]

پنجره گرد,پنجره بیضی شکل

round-neck[adj]

یقه گرد,گردن گرد

round-robin[n]

تورنمنت‌ نوبت‌گردشی

round-shouldered[adj]

با شانه‌های افتاده

round-trip ticket[n]

بلیت رفت‌وبرگشت

roundabout[n][adj]

فلکه • غیر مستقیم,پر پیچ و خم

roundabout circulation sign[n]

علامت گردش میدانی,تابلو ترافیک میدان

roundabout sign[n]

تابلو میدان,علامت تقاطع دایره ای

rounded[adj]

گرد,با لبه‌های گرد

rounders[n]

راندِرز,بازی راندِرز

roundhouse kick[n]

ضربه راندهاوس,ضربه دورانی

roundish[adj]

گردمانند,دارای شکل گرد

roundly[adv]

به صورت گرد,گردوار

roundness[n]

گردی,انحنا

roundup[n]

گردآوری دام,حصار

rouse[v]

تحریک کردن,بیدار کردن

rousing[adj][n]

هیجان‌انگیز • تحریک,بیداری

rout[v][n]

متفرق کردن • جمعیت

route[n][v]

خط سفر (کشتی، هواپیما و ...) • مسیریابی کردن

router[n]

روتر

routine[n][adj]

روال • وظایف عادی

routinely[adv]

به‌طور معمول

roux[n]

رو

rove[v]

گشتن,پرسه زدن

rove beetle[n]

سوسک ولگرد

rover[n]

کوچ نشین,آواره

row[n][v]

ردیف • پارو زدن

row back[v]

عقب کشیدن (از تصمیم، قول و...)

row house[n]

خانه‌های مشابه بهم‌چسبیده

row in the same direction[phrase]
rowback[n]

عقب نشینی

rowboat[n]

قایق پارویی,لنج

rowdy[n][adj]

آشوبگر,جنجالی • جنجال‌آفرین

rower[n]

پاروزن,قایقران

LanGeek
دانلود برنامه