برگشتن • اظهارنامه مالیاتی
تماس گرفتن با کسی که با شما تماس گرفته بود
اعلام حکم کردن
نشانی فرستنده
محکوم کردن
بلیط رفت و برگشت
متقابلاً شلیک کردن
کلید اینتر,کلید بازگشت
بلیط رفت و برگشت
ریتوئیت کردن
اتحاد مجدد,وحدت
اتحاد مجدد
دوباره به هم پیوستن
چندبارمصرف
دوباره استفاده کردن
هماهنگی دور موتور,همزمانی دور موتور
سرعت را بالاتر بردن
نوسازی کردن,مدرن کردن
رونمایی کردن • کشف (روایت)
افشا کننده,لو دهنده • افشا,آشکارسازی
کیف کردن • جشن,شادی
افشا
انتقام • انتقام گرفتن,کینہ توزی کردن
انتقامجو,کینهتوز
درآمد
طنینافکن شدن
پژواک
تقدیس کردن • یقه برگردان,قسمت معکوس یقه
محترم, مورد احترام
احترام گذاشتن,تقدیس کردن • احترام
پدر روحانی • محترم,قابل احترام
احترامآمیز
معکوس,تغییر
اسلاید
برعکس کردن • دندهعقب • معکوس,مخالف
دنده عقب,گیربکس معکوس
فرآیند بازگردانی
حرکت معکوس
طاق رومی معکوس
نمای معکوس
سویپ معکوس,ضربه معکوس
برعکس,معکوس
دسته معکوس کننده,دسته برگردان
رورسی
بازگشتپذیر • معکوس پوشیدنی,پالتوی معکوس پوشیدنی
لاین برگشت پذیر,لاین با جهت متغیر
به صورت برگشت پذیر,به طور معکوس
عقبگرد,بازگشت به حالت قبلی
برگشتن (به حالت قبلی)
بازبینی کردن • تزریق
ارزیاب,خواننده
دشنام دادن
بازنویسی
بازنگری کردن • بازبینی,بازنویسی
بازبین
بازنگری
بازبینیگر,اصلاحطلب
وسترن بازنگرانه
بازدید مجدد,مرور کردن
احیاء کردن,نوسازی کردن
احیاکننده
احیاء,نوزایی
بیداری مذهبی,احیاءگرایی
زنده کردن,احیا کردن
فسخ
لغو کردن • عدم پیروی از خال بازی
قیام • شورش کردن,منزجر کردن
نفرتانگیز
به طور نفرت انگیز,تا حد نفرت انگیز
انقلاب
بنیادین • انقلابی,شورشی
انقلابی کردن
حول یک محور چرخیدن
بر چیزی تمرکز کردن
رولور,تفنگ ساچمهای
کتابخانه چرخان,قفسه کتاب دوار
در گردان
جنگ شادی
تنفر,انزجار
هیجان زده,انگیزه دار
پاداش,جایزه • پاداش دادن
پرثمر
دوباره دیدن (برنامه تلویزیونی و...) • تماشای مجدد,تماشای جدید
بازگردانی طبیعت وحشی
بازپیچیدن,دوباره پیچیدن
دوباره سیمکشی کردن
بازکاری,اصلاح کردن
بازنویسی کردن • بازنویسی
بازنویس,روزنامهنگار بازنویسی
بازنویس, ویراستار
اقامتگاه,خوابگاه
*مدل رنگی آرجیبی
عامل رِزوس
آزمایش عامل رِزوس
رِزوس مثبت
رِزوس منفی
خون Rh منفی,گروه خونی Rh منفی