دونات حلقهای
انگشت حلقه
جشن گرفتن
از ذهن بیرون نرفتن
زره حلقهای,زره زنجیری
به تماس تلفنی خود پایان دادن
صداهای بلند و واضح تولید کردن
سال کهنه را بدرقه کردن
*توکای طوقی
جاده کمربندی,رینگ رود
تماس گرفتن دور و بر,تلفن زدن
ميخ نواری دندهای
بازی پرتاب حلقه,پرتاب حلقه
درست به نظر آمدن
ثبت کردن,انجام فروش در صندوق
حلقه بازکن,حلقه کشیدنی
لمور دمحلقهای
*یاکریم بربری
*مار کبرای زهرپاش حلقهای
صدای زنگ • طنیندار,پرجنبش
سرکرده,رهبر
*چشمکبال
گرداننده سیرک,رئیس حلقه سیرک
حلقهها,انگشترها
کنار رینگ,منطقه کنار رینگ • کنار رینگ,نزدیک رینگ • کنار رینگ,نزدیک رینگ
صندلی کنار رینگ,صندلی ردیف جلو
صدای زنگ گوشی
جاده کمربندی,رینگ راه
قارچ پوستی
رینک اسکیت,سالن اسکیت
آبکشی کردن • شامپو رنگ زدن
شستن,آبکشی کردن
شستن
آشوب • شورش کردن,طغیان کردن
اغتشاشگر,شورشگر
شورش,اغتشاش
فراوان,پربرکت
پاره کردن • پارگی,دریدگی
سخت انتقاد کردن,به شدت سرزنش کردن
(ناگهان) کندن
مسخره کردن,ریشخند کردن
اره شکافنده,اره برای برش چوب در جهت الیاف
پاره کردن,تکه تکه کردن
کالا یا خدمات با قیمت کذایی
کنارهای,ریپاریان
رسیده
دوران سالخوردگی
رسیدن
رسیده,کهنه
پاسخ سریع,حمله متقابل • پاسخ دادن,جواب دادن
عضلهای
قیامت کننده,قاتل با چاقو
پاره کننده,شکافنده
یک موج کوچک,یک تلاطم • موج دار کردن,ایجاد امواج کوچک
اثر دومینویی
پرش ریپون,پرش چرخشی ریپون
بالا آمدن • افزایش
غلبه کردن
یکشبه به اوج رسیدن
صعود به قدرت,رسیدن به قدرت
از پسِ موقعیت برآمدن
بالا آمدن,صعود کردن
خیز (بخشی از پله)
خندهآور
درحالافزایش • شورش,قیام
بیانیه صعودی,آهنگ پرسشی بیانیه
ستاره در حال ظهور,استعداد جوان
به خطر انداختن • احتمال خطر
جان خود را به خطر انداختن
به صورت پرخطر,به روش خطرناک
مخاطرهآمیز
آکروبات خوابیده با پا
ریزوتو
ناشایست, القا کننده
ریسا,یک جنس از Laridae
کتلت
*ریسترتو
مراسم
آیین • آیینوار,مراسمی
رقص آیینی,رقص تشریفاتی
آدابگرایی
به صورت آیینی,به شیوهای تشریفاتی
مجلل
برابری کردن • طرف مقابل
رقابت
پاره شدن, شکاف خوردن
ازهمگسسته
رودخانه
حوضه رودخانه,حوضه آبخیز
کنارۀ رودخانه,ساحل رودخانه
بستر رودخانه,مسیر رودخانه