جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Rioting
01
شورش, اغتشاش
violent or chaotic behavior by a group of people
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
The government sent police to control the rioting.
دولت پلیس را برای کنترل شورشها فرستاد.



























