نوار بازتابنده,چسب بازتابنده
بازتابگر
رفلکس,واکنش رفلکسی • رفلکس,غیر ارادی
زاویه مقعر
چکش معاینه
انعکاس
فعل یا ضمیر انعکاسی • انعکاسی
ضمیر انعکاسی,ضمیر بازتابی
فعل انعکاسی,فعل بازتابی
بازتابی,به صورت غیرارادی
بازتابندگی,ویژگی بازتابی
بازتابی,به صورت خودکار
انعکاسدرمانی
جنگل کاری مجدد,بازسازی جنگل
اصلاح,اصلاحات • اصلاحات ایجاد کردن
اصلاح,بازسازی
دار تربیت,اصلاحگاه • اصلاحی، تصحیحی
اصلاح شده, توبه کار
بهسازگر
اصلاح طلب,طرفدار اصلاحات • اصلاحطلب,ترقیخواه
بازگرداندن پناهندگان
شکست نور دادن,تعیین قدرت شکست نور (یک عدسی)
شکست,انحراف
دیرگداز,ماده دیرگداز • سرکش
خودداری کردن • ترجیعبند
تازه کردن,به روز رسانی
دوباره پرانرژی (شدن)
نشاط آور,تازه کننده
تازه کننده,انرژی بخش
طراوت بخش، به شیوه ای خوشایند جدید
تنقلات
در جای خنک نگه داشتن
سرد شده,نگهداری شده در سرما
واگن یخچالی,ماشین یخچالدار
سرمایش,انجماد
یخچال
*کوکی یخچالی
سوختگیری کردن
سوخت گیری, سوخت رسانی
پناهگاه
پناهنده
درخشان
بازپرداخت • بازپرداخت,پس دادن پول
بازسازی کردن
بازسازی
امتناع
امتناع کردن • پسمانده
جمعآورنده زباله,کارگر نظافت
کامیون زباله,وسیله نقلیه جمع آوری زباله
تکذیب
رد کردن
بازیابی کردن,پیدا کردن
دوباره از زمین بلند شدن
شاهانه • یک نوع توقف ارگ لولهای که صدایی قوی و شبیه به برنج تولید میکند، اغلب در موسیقیهای بادی و تشریفاتی استفاده میشود,رگال، یک توقف ارگ لولهای با صدای قوی و شبیه به برنج، که معمولاً در موسیقیهای بادی و تشریفاتی به کار میرود
ضیافت دادن
لباس شاهانه
مورد توجه قرار دادن • جزئیات,جنبه
در نظر گرفتن به عنوان,دیدن به عنوان
در مورد,راجع به
به هر حال • بیتوجه
صرف نظر از,بدون در نظر گرفتن
با احترام,با آرزوی بهترین ها
مسابقه قایقرانی
معماری نیابت سلطنت
عاشقانه تاریخی انگلیسی
قوت گرفتن • باززاده شده,اصلاح شده اخلاقی
باززایی, نوسازی
پزشکی بازساختی
نایب حکمران • نایب السلطنه,حاکم
موسیقی رگی
*رگاتون
شاهکُشی
حکومت
تغییر رژیم,تغییر دولت
رژیم
تیپ,واحد نظامی • نظم دادن,تحت انضباط سخت قرار دادن
تیپی,مربوط به تیپ
منطقه
منطقهای
گویش منطقهای,لهجه محلی
نوگرایی منطقهای
تئاتر ناحیهای
منطقهگرایی
منطقه ای, محلی
ثبتنام کردن • ثبت,دفتر ثبت
ثبتشده
پست سفارشی,نامه ثبت شده
کارشناس پرستاری
ثبت کننده,بایگان
ثبتنام
شماره ثبت,پلاک ثبت
دفتر ثبت,اداره ثبت احوال
شیار کوچک
حکمفرما
استفراغ کردن,برگشت دادن
عقبگرد,بازگشت به حالت قبلی • به رفتار بد (خود) بازگشتن
برگشت
عقبگرد,پسرونده