rradiology
از 27
rradiology
r[n][adj]

شعاع,شعاع • نیازمند نظارت والدین برای افراد زیر هفده سال (فیلم و...)

r-bomb[v]

آر-بمب کردن,آر-بمباران کردن

r.v.[n]

وسیله نقلیه تفریحی,ماشین کمپینگ

r&r[n]

استراحت و آرامش,تفریح و استراحت

ra-ra skirt[n]

دامن چین دار,دامن را-را

rabbi[n]

خاخام

rabbit[n][v]

خرگوش • شکار خرگوش

rabbit bandicoot[n]

باندیکوت با گوش‌های چرمی مانند خرگوش,باندیکوت خرگوشی

rabbit ears[n]

گوش های خرگوش,گوش خرگوش

rabbit hole[n]

*تونل خرگوش روی زمین

rabbit trail[n]

مسیر خرگوش,مناطق روستایی دورافتاده

rabbit-eared bandicoot[n]

باندیکوت با گوش های خرگوشی,باندیکوت دارای گوش هایی شبیه به خرگوش

rabbitfucker[n]

حرامزاده,پست

rabid[adj]

دچار بیماری هاری

rabies[n]

هاری

rabona[n]

رابونا,حیله‌ای که در آن بازیکن یک پا را پشت پای دیگر می‌گذارد تا به توپ ضربه بزند

raccoon[n]

راکون

raccoon dog[n]

سگ‌راکون

race[v][n]

مسابقه دادن • مسابقه

race against time[phrase]

در ضیق وقت کاری را به انجام رساندن

race car[n]

ماشین مسابقه,خودروی مسابقه

race horse[n]

اسب مسابقه,اسب اصیل

race relations[n]

روابط نژادی,روابط بین نژادی

race ski[n]

اسکی مسابقه,اسکی رقابتی

race walking[n]

پیاده‌روی سرعتی,راهپیمایی ورزشی

racecourse[n]

پیست مسابقه

racehorse[n]

اسب مسابقه

racer[n]

حیوان مسابقه‌ای,مسابقه‌دهنده

racetrack[n]

مسیر مسابقه

raceway[n]

کانال آب,مسیر آب

racial[adj]

نژادی

racial discrimination[n]

تبعیض نژادی,جدایی نژادی

racialism[n]

نژادپرستی,تبعیض نژادی

racially[adv]

نژادی,از نظر نژاد

racing[n]

مسابقه (اتومبیل‌رانی، اسب‌سواری و غیره)

racing driver[n]

راننده مسابقه,مسابقه دهنده ماشین

racing game[n]

بازی مسابقه‌ای (ماشینی ...)

racing glove[n]

دستکش مسابقه,دستکش رانندگی

racing kings[n]

پادشاهان مسابقه,Racing Kings

racing suit[n]

لباس مسابقه,کت و شلوار مسابقه

racing yacht[n]

قایق مسابقه,کشتی مسابقه

racism[n]

نژادپرستی

racist[n][adj]

فرد نژادپرست • نژادپرست,تبعیض آمیز

rack[n][v]

قفسه • حرکت کردن با گام آهسته و ریتمیک,با حرکتی موزون راه رفتن

rack brain[phrase]

مغز خود را به کار انداختن

rack rate[n]

قیمت استاندارد

rack up[v]

جمع کردن,امتیاز گرفتن

racket[n][v]

راکت • با راکت زدن,زدن توپ با راکت

racket abuse[n]

سوء استفاده از راکت,تخریب راکت

racket sport[n]

ورزش راکتی,بازی راکتی

racketeering[n]

اخاذی سازمان یافته,جرم سازمان یافته

racketlon[n]

راکتلون,او سال گذشته قهرمانی راکتلون را به دست آورد.

raclette[n]

*راکلت

raconteur[n]

داستان‌سرا

racoon[n]

راکون,راکون

racquet[n]

راکت

racquetball[n]

راکت‌بال

racy[adj]

پر از انرژی,پر انرژی

rad[adj]

عالی,شگفت‌انگیز

radar[n]
raddled[adj]

خسته,فرسوده

radgie[n]

یک فرد عصبانی,یک فرد پرخاشگر

radial[adj][n]

شعاعی,در جهت شعاع • لاستیک شعاعی,لاستیک بادی با ساختار شعاعی

radial artery[n]

شریان شعاعی,شریان شعاعی بازو

radial tire[n]

لاستیک شعاعی,تایر با ساختار شعاعی

radially[adv]

به صورت شعاعی,در جهتی که از یک نقطه مرکزی به سمت بیرون امتداد دارد

radian[n]

رادیان,یک واحد برای اندازه گیری زاویه ها، تعریف شده توسط زاویه ای که وقتی شعاع یک دایره در امتداد لبه آن قرار می گیرد، ایجاد می شود

radiance[n]

تابش,درخشش

radiance serum[n]

سرم درخشان‌کننده

radiant[adj][n]

درخشان,تابان • رادیاتور,عنصر تابشی

radiantly[adv]

درخشان, تابناک

radiate[v][adj]

تابش کردن,گسیل کردن • پرتو دار,تابان

radiation[n]

تشعشع

radiation belt[n]

کمربند تشعشعی,کمربند پرتویی

radiation sickness[n]

بیماری ناشی از تششعات

radiation therapy[n]

پرتودرمانی

radiator[n]

رادیاتور,تابشگر

radical[adj][n]

متمایز • گروه شیمیایی (شیمی)

radicalism[n]

رادیکالیسم,افراط‌گرایی

radicalize[v]

عقاید و باورهای کسی را تغییر دادن

radically[adv]

به‌طور اساسی

radicchio[n]

کاسنی فرنگی

radio[n][v][adj]

رادیو • ارسال پیام از طریق امواج رادیویی,پخش از طریق رادیو • رادیواکتیو,رادیولوژیک

radio broadcast[n]

پخش رادیویی,برنامه رادیویی

radio clock[n]

ساعت رادیویی,زنگ دار رادیویی

radio receiver[n]

گیرنده رادیویی,رادیو گیرنده

radio set[n]

دستگاه رادیو,گیرنده رادیویی

radio spot[n]

آگهی رادیویی کوتاه

radio-controlled aircraft[n]

هواپیمای رادیویی کنترل شده,هواپیمای کنترل از راه دور

radioactive[adj]

پرتوزا

radioactive material[n]

ماده رادیواکتیو,مواد رادیواکتیو

radioactive waste[n]

ضایعات هسته‌ای

radioactivity[n]

رادیواکتیویته

radiocarbon dating[n]

تاریخ‌گذاری رادیوکربن,تاریخ‌گذاری کربن-14

radiocarpal joint[n]

مفصل رادیوکارپال,مفصل زند زبرین-مچی

radiographer[n]
radiography[n]

رادیوگرافی

radiological[adj]

رادیولوژیک

radiologist[n]

رادیولوژیست

radiology[n]

پرتونگاری

LanGeek
دانلود برنامه