rad
rad
ræd
rād
addfadadhnad

تعریف و معنی "rad"در زبان انگلیسی

01

عالی, شگفت‌انگیز

very cool, impressive, or exciting 
قدیمی
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
raddest
شکل تفضیلی
radder
درجه‌پذیر
حوزه
slang, evaluation, experience
مثال‌ها
That surf move was totally rad! 

آن حرکت موج‌سواری کاملاً عالی بود!

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه