renalreportage
از 27
renalreportage
renal[adj]

کلیوی

renal artery[n]

شریان کلیوی,رگ خونی کلیوی

renal calculus[n]

سنگ کلیه,کلیوی کالکولوس

renal cortex[n]

قشر کلیه,لایه بیرونی کلیه

renal medulla[n]

بخش مرکزی کلیه

renal pelvis[n]

لگنچه کلیوی,پلویس کلیوی

renal vein[n]

ورید کلیوی,رگ کلیه

rename[v]

تغییر نام دادن,نامگذاری مجدد

renascence[n]

دوره تجدد ادبی و فرهنگی

renaturalization[n]
rend[v]

پاره کردن

rendaku[n]

رنداکو,پدیده آواشناسی در زبان ژاپنی که در آن صامت اول عنصر دوم در یک کلمه مرکب دچار واکدار شدن یا نرم شدن صامت می‌شود

render[v][n]

تبدیل کردن,کردن • گچکاری,پوشش گچی

rendering[n]

تفسیر,اجرا

rendezvous[n][v]

ملاقات • ملاقات کردن

rendition[n]

اجرا (موسیقی یا نمایش)

renegade[n][v][adj]

آدم قانون‌شکن • رد کردن,قطع رابطه با • مرتد,خیانتکار

renege[n][v]

خطا در بازی ورق,نقض قوانین بازی • پیمان‌شکنی کردن

renew[v]

نو کردن

renewable[adj]

قابل‌تمدید

renewable energy[n]

انرژی تجدیدپذیر,انرژی پایدار

renewable resource[n]

منبع تجدیدپذیر

renewal[n]

تجدید,باززایی

renewed[adj]

تجدید شده,بازسازی شده

renin[n]

رنین,آنزیم رنین

renju[n]

رنجو,یک بازی استراتژیک تخته‌ای که روی یک شبکه 15x15 بازی می‌شود، جایی که بازیکنان هدفشان تشکیل یک ردیف از پنج سنگ است در حالی که حریف خود را از انجام همین کار منع می‌کنند

renounce[v]

انکار کردن

renovate[v]

جان تازه بخشیدن

renovation[n]

نوسازی

renown[n]

نیک‌نامی

renowned[adj]

مشهور

rent[n][v]

اجاره‌بها • اجاره دادن

rent out[v]

اجاره دادن

rental[n][adj]

مال اجاره‌ای • اجاره,مربوط به اجاره

rental car[n]

ماشین اجارهای,وسیله نقلیه اجارهای

renter[n]

مستاجر,اجاره‌نشین

renting[n]

اجاره

renunciation[n]

انکار

reoffend[v]

دوباره مرتکب جرم شدن,تکرار جرم

reoffender[n]

مجدداً مرتکب جرم,تکرار کننده جرم

reopen[v]

دوباره باز کردن,بازگشایی کردن

reorganize[v]

دوباره سازمان دادن

rep[n]

رپس,پارچه با دنده‌های گرد برجسته

repair[v][n]

تعمیر کردن • تعمیر,بازسازی

repair shop[n]

تعمیرگاه,گاراژ

repairing[n]

تعمیر,بازسازی

repairman[n]

*تعمیرکار

reparable[adj]

اصلاح‌پذیر

reparation[n]

اصلاح

repartee[n]

حاضرجوابی

repast[n]

خوراک

repatriate[n][v]

مهاجری که به کشور خود برگشته • بازگشت به وطن,به کشور خود بازگشتن

repay[v]

(پول) پس دادن

repayment[n]

بازپرداخت

repeal[v][n]

فسخ کردن • لغو,ابطال

repeat[v][n]

تکرار کردن • رویدادی که دوباره تکرار می‌شود

repeat sign[n]

*دولاخط تکرار

repeated[adj]

تکرار شده,منظم

repeatedly[adv]

به‌طور مکرر

repechage[n]

دور جبرانی

repel[v]

دفع کردن,دور کردن

repellent[n][adj]

دافع,نیروی دفع کننده • ضد آب,دافع آب

repelling[adj]

منزجر کننده,نفرت انگیز

repent[v]

توبه کردن

repentance[n]

پشیمانی

repentant[adj]

نادم

repercussion[n]

پیامد

repertoire[n]

(نمایش، موسیقی و...) آماده برای اجرا

repertory[n]

انبار,ذخیره‌گاه

repertory theater[n]

تئاتر گروهی با اجرای متناوب

repetiteur[n]

معلم موسیقی و همراهی کننده

repetition[n]

تکرار

repetitious[adj]

تکراری,یکنواخت

repetitive[adj]

یکنواخت

repetitive strain injury[n]

آسیب فشار تکراری

repetitively[adv]

به صورت تکراری, به روش تکراری

rephotography[n]

عکاسی مجدد از مکان یکسان

rephrase[v]

بازگویی,به عبارت دیگر گفتن

repine[v]

ناراضی بودن

replace[v]

جایگزین شدن

replaceable[adj]

قابل تعویض

replacement[n]

جایگزینی

replant[v]

دوباره کاشتن,کاشتن مجدد

replaster[v]
replay[n][v]

صحنه آهسته (مسابقات ورزشی و...) • پخش مجدد,بازی مجدد

replayability[n]

ارزش بازی مجدد (بازی کامپیوتری)

replayable[adj]

ارزش چند بار بازی‌ کردن را داشتن

replenish[v]

دوباره پر کردن

replenishment[n]

تجدید,پر کردن مجدد

replete[adj][n]

پر از • ریپلت,انبار زنده

replica[n]

المثنی

replicable[adj]

قابل تکثیر,قابل بازتولید

replicate[v]

تکرار کردن, کپی کردن

replication[n]

تکثیر,کپی‌برداری

replicator[n]
reply[v][n]

جواب دادن • پاسخ

reply all[n]

پاسخ به همه,جواب به همه

reply guy[n]

پسر پاسخگو,پاسخ‌دهنده اجباری

report[v][n]

گزارش خبری دادن • گزارش (کتبی)

reportage[n]

گزارش خبری

LanGeek
دانلود برنامه