reportedlyresidence
از 27
reportedlyresidence
reportedly[adv]

طبق گزارش‌ها

reporter[n]

گزارشگر

reporting[n]

گزارش

reporting mark[n]

نشان گزارش,کد شناسایی

repose[n][v]

آرامش,استراحت • اعتماد کردن,سپردن

reposeful[adj]

آرامش بخش,تسکین دهنده

reposition[n][v]

جایگزینی مجدد,ذخیره‌سازی در انبار • جابجا کردن,انتقال دادن

repository[n]

مخزن

repousse[n]

تکنیک ایجاد طرح‌های برجسته در فلزکاری

reprehend[v]

سرزنش کردن

reprehensible[adj]

سزاوارسرزنش

represent[v]

بازنمایی کردن

representation[n]

نمایش

representative[n][adj]

نماینده,نماینده • نماینده,نمونه‌ای

repress[v]

سرکوب کردن

repression[n]

سرکوب

reprieve[n][v]

مهلت,آسایش موقت • به تعویق انداختن,موقتاً تسکین دادن

reprimand[v][n]

شدیداً انتقاد کردن • توبیخ,سرزنش

reprisal[n]

تلافی (در جنگ)

reprise[v]

*تکرار کردن

reproach[v][n]

انتقاد کردن • سرزنش,ملامت ملایم

reproachful[adj]

سرزنش‌آمیز,ملامت‌کننده

reprobate[n][v][adj]

شخص فاسد • رد کردن,نپذیرفتن • فاسق,منحط

reproduce[v]

تولیدمثل کردن

reproduction[n]

تولیدمثل

reproductive[adj]

تولید مثل

reproductive cell[n]
reproductive system[n]

سیستم تولید مثل

reproof[n][v]

سرزنش • سرزنش کردن,مورد بازخواست قرار دادن

reprove[v]

سرزنش کردن

reptile[n]

خزنده

reptilian[n][adj]

خزنده • خزنده,مربوط به خزندگان

republic[n]

جمهوری‌

republican[n][adj]

عضو حزب جمهوری‌خواه • جمهوری‌خواه

republican party[n]

حزب جمهوری‌خواه

republicanism[n]

جمهوری‌خواهی,ایدئولوژی جمهوری

repudiate[v]

رد کردن,انکار کردن

repugnance[n]

انزجار

repugnant[adj]

منزجرکننده

repulse[v][n]

به عقب راندن • دفع, راندن

repulsion[n]

دافعه,نیروی دافعه

repulsive[adj]

منزجرکننده

repurpose[v]

باز استفاده کردن,تغییر کاربری دادن

reputable[adj]

نیک‌نام

reputation[n]

شهرت

repute[v][n]

فرض کردن • آوازه

reputed[adj]

پنداشته‌شده

reputedly[adv]

گفته می‌شود که

request[v][n]

درخواست کردن • درخواست

request stop[n]

توقف درخواستی,توقف اختیاری

requiem[n]

مرثیه

require[v]

نیاز داشتن

required[adj]

مورد نیاز,ضروری

requirement[n]

شرط

requisite[n][adj]

شرط لازم,نیاز • لازم

requisition[v][n]

درخواست رسمی • مصادره,درخواست رسمی

requital[n]

اجر

requite[v]

جبران کردن

rerailer[n]

دستگاه بازگرداننده به ریل,وسیله هدایت مجدد به خط

reroute[v]

تغییر مسیر دادن

rerun[n][v]

بازپخش (برنامه) • پخش مجدد,دوباره پخش کردن

reschedule[v]

تجدید برنامه,تعویق انداختن

rescind[v]

باطل کردن

rescission[n]

اقاله (قانون)

rescue[v][n]

نجات دادن • عملیات نجات

rescue mission[n]

ماموریت نجات,عملیات نجات

rescue team[n]

تیم نجات,گروه امداد

rescue throw bag[n]

کیف نجات پرتابی,کیف پرتاب نجات

rescue worker[n]

امداد‌گر

rescuer[n]

نجاتگر

research[n][v]

پژوهش • پژوهش کردن

research and development[n]

تحقیق و توسعه

research center[n]

مرکز تحقیقات,موسسه تحقیقاتی

research lab[n]

آزمایشگاه تحقیقاتی,مرکز تحقیقات

research laboratory[n]

آزمایشگاه تحقیقاتی

research library[n]

پژوهشگاه

research paper[n]

مقاله تحقیقی,پژوهش نامه

research symposium[n]

سمپوزیوم تحقیقاتی,همایش تحقیقاتی

research worker[n]

پژوهشگر,کارگر تحقیقاتی

researcher[n]

محقق

reseat[v]

در جای دیگر نشاندن

reseda green[adj]

سبز اسپرکی

resell[v]

مجدد فروختن

resemblance[n]

شباهت

resemble[v]

شبیه بودن

resent[v]

اظهار تنفر کردن از

resentful[adj]

آزرده

resentfully[adv]

با ناخشنودی,با تلخی

resentment[n]

رنجش

reservation[n]

ذخیره‌گاه طبیعی

reserve[v][n]

ذخیره کردن • توداری

reserved[adj]

تودار

reserved word[n]
reservist[n]

ذخیره‌نشین,نظامی ذخیره

reservoir[n]

مخزن پشت سد

reservoir tank[n]

مخزن ذخیره,تانک مخزن

reset[v][n]

بازنشانی کردن,راه‌اندازی مجدد • بازنشانی,تنظیم مجدد

reshape[v]

باز شکل دادن,تغییر شکل دادن

reside[v]

سکونت داشتن

residence[n]

اقامتگاه,مسکن

LanGeek
دانلود برنامه