red-tailed tropicbirdreflective
از 27
red-tailed tropicbirdreflective
red-tailed tropicbird[n]

*نوک‌سرخ دم‌سرخ

red-top[n]

یک روزنامه تابلویید بریتانیایی، که نام آن به رنگ قرمز در بالای صفحه اول است,روزنامه جنجالی بریتانیایی با عنوان قرمز

red-violet[adj]

قرمزبنفش

redact[n][v]

ویرایشگر,مصحح • بازبینی,تصحیح

redactor[n]

ویراستار

redbreast[n]

*سینه سرخ

redbrick[adj]

مربوط به دانشگاه‌ها یا مؤسسات قدیمی بریتانیایی با ساختمان‌های آجری قرمز، که اغلب به معنی برتری تحصیلی سنتی است,مرتبط با دانشگاه‌ها یا مؤسسات قدیمی‌تر بریتانیایی دارای ساختمان‌های آجری قرمز، که معمولاً به معنی برتری تحصیلی سنتی است

redbrick university[n]

دانشگاه آجری قرمز,دانشگاه معتبر آجری قرمز

redbug[n]

کنه قرمز,ترومبیکولید

redcap[n]

حمال در ایستگاه راه آهن,باربر

redd[n]

*محل تخم‌ریزی ماهی آزاد

redden[v]

قرمز شدن

reddened[adj]

سرخ شده,برافروخته

reddish[adj]

نسبتاً قرمز

reddish brown[n]

قهوه‌ای مایل به قرمز,قهوه‌ای سرخ‌فام

reddish-orange[adj]

نارنجی-قرمز,قرمز-نارنجی

reddish-violet[adj]

بنفش مایل به قرمز,قرمز مایل به بنفش

reddisn-purple[adj]

ارغوانی متمایل به قرمز,بنفش با ته رنگ قرمز

reddit warrior[n]

جنگجوی رددیت,مبارز رددیت

redecorate[v]

تغییر دکوراسیون دادن

redecoration[n]

تغییر دکوراسیون

redeem[v]

نجات دادن,بخشیدن

redefine[v]

مفهوم جدیدی دادن

redemption[n]

رستگاری (مذهب)

redeployment[n]

استقرار مجدد,توزیع مجدد نیروها

redesign[v]

بازطراحی کردن, طراحی مجدد

redevelop[v]

بازسازی کردن

redhead[n]

موقرمز

redheaded[adj]

موقرمز

redial[v]

دوباره شماره‌ای را گرفتن

rediscover[v]

دوباره کشف کردن,باز یافتن

redneck[n]

روستایی,دهاتی

redness[n]

قرمزی

redo[v]

بازسازی کردن

redolent[adj]

معطر

redouble[v]

دو برابر کردن

redoubtable[adj]

ترسناک

redound[v]

کمک کردن

redox[n]
redpoint[v]

صعود موفقیت آمیز

redpoll[n]

*زلف‌قرمزی معمولی

redress[n][v]

غرامت,جبران خسارت • جبران یا تصحیح کردن

redshank[n]

آبچلیک پاسرخ

redshift[n]

انتقال به سرخ,ردشیفت

redstart[n]

*دم‌سرخ

reduce[v]

کاهش دادن

reduce to[phrase]
reduce to tears[phrase]

اشک کسی را درآوردن

reduced[adj]

کاهش یافته (از نظر کمیت)

reduced circumstances[n]

نداری

reducible[adj]

تقلیل‌پذیر

reducing diet[n]

*رژیم کاهش وزن

reduction[n]

کاهش

redundance[n]

فراوانی

redundancy[n]

حشو

redundancy payment[n]

حقوق بیکاری

redundant[adj]

زائد

reduplication[n]

تکرار,بازآفرینی

redwing[n]

*سرخ‌بال

redwood[n]

درخت سرخچوب,درخت سرخچوب غول‌پیکر

reed[n]

نی,زبان ساز بادی

reed instrument[n]

ساز دهان‌گیردار

reed organ[n]

هارمونیوم

reed pen[n]

قلم نی,قلم بامبو

reedbird[n]

پرنده نی,سسک نیزار

reef[n][v]

صخره (مرجانی و...) • تا کردن بخشی از بادبان,کاهش مساحت بادبان

reefer jacket[n]

پالتو ضخیم چهاردکمه

reek[v][n]

بوی بد دادن • بوی بد,تعفن

reeking[adj]

بدبو,متعفن

reel[n][v]

حلقه (فیلم) • تلوتلو خوردن

reel in[v]

ماهی را با پیچیدن نخ ماهیگیری کشیدن

reel off[v]

بدون وقفه اطلاعات را به اشتراک گذاشتن

reelect[v]

دوباره انتخاب کردن,انتخاب مجدد

reenact[v]

بازسازی کردن,دوباره اجرا کردن

reestablish[v]

دوباره برقرار کردن

reet[adj]

درست,مناسب

reevaluate[v]

مجدداً ارزیابی کردن

reeve[n][v]

*تلیله شکیل ماده • محکم کردن با عبور از یک سوراخ یا دور چیزی,بستن با گذراندن از یک سوراخ یا پیچیدن دور چیزی

reexamine[v]

مجدداً بررسی کردن

refectory table[n]

*میز سالن غذاخوری

refer[v]

اشاره کردن,ارجاع دادن به

refer to[v]

اشاره داشتن به

referable[adj]

نسبت‌دادنی

referee[n][v]

داور • ارزیابی کردن,داوری کردن

reference[n][v]

مرجع,نقل قول • ارجاع دادن,استناد کردن

reference book[n]

کتاب مرجع,کتاب راهنما

reference work[n]

کتاب مرجع

referendum[n]

همه‌پرسی

referential question[n]

سوال ارجاعی

refill[v][n]

پر کردن,دوباره پر کردن • پر کردن مجدد,بسته پر کردن مجدد

refillable pen[n]

خودکار قابل شارژ,قلم قابل پر کردن مجدد

refine[v]

پالایش کردن,بهبود بخشیدن

refined[adj]

ظریف,زیبا

refined sugar[n]

*شکر تصفیه‌شده

refinery[n]

پالایشگاه

reflect[v]

مظهر چیزی بودن

reflect on[v]

اندیشیدن

reflection[n]

بازتاب

reflection paper[n]

مقاله انعکاسی,مقاله تأملی

reflective[adj]

تأملی,درون نگر

LanGeek
دانلود برنامه