*نوکسرخ دمسرخ
یک روزنامه تابلویید بریتانیایی، که نام آن به رنگ قرمز در بالای صفحه اول است,روزنامه جنجالی بریتانیایی با عنوان قرمز
قرمزبنفش
ویرایشگر,مصحح • بازبینی,تصحیح
ویراستار
*سینه سرخ
مربوط به دانشگاهها یا مؤسسات قدیمی بریتانیایی با ساختمانهای آجری قرمز، که اغلب به معنی برتری تحصیلی سنتی است,مرتبط با دانشگاهها یا مؤسسات قدیمیتر بریتانیایی دارای ساختمانهای آجری قرمز، که معمولاً به معنی برتری تحصیلی سنتی است
دانشگاه آجری قرمز,دانشگاه معتبر آجری قرمز
کنه قرمز,ترومبیکولید
حمال در ایستگاه راه آهن,باربر
*محل تخمریزی ماهی آزاد
قرمز شدن
سرخ شده,برافروخته
نسبتاً قرمز
قهوهای مایل به قرمز,قهوهای سرخفام
نارنجی-قرمز,قرمز-نارنجی
بنفش مایل به قرمز,قرمز مایل به بنفش
ارغوانی متمایل به قرمز,بنفش با ته رنگ قرمز
جنگجوی رددیت,مبارز رددیت
تغییر دکوراسیون دادن
تغییر دکوراسیون
نجات دادن,بخشیدن
مفهوم جدیدی دادن
رستگاری (مذهب)
استقرار مجدد,توزیع مجدد نیروها
بازطراحی کردن, طراحی مجدد
بازسازی کردن
موقرمز
موقرمز
دوباره شمارهای را گرفتن
دوباره کشف کردن,باز یافتن
روستایی,دهاتی
قرمزی
بازسازی کردن
معطر
دو برابر کردن
ترسناک
کمک کردن
صعود موفقیت آمیز
*زلفقرمزی معمولی
غرامت,جبران خسارت • جبران یا تصحیح کردن
آبچلیک پاسرخ
انتقال به سرخ,ردشیفت
*دمسرخ
کاهش دادن
اشک کسی را درآوردن
کاهش یافته (از نظر کمیت)
نداری
تقلیلپذیر
*رژیم کاهش وزن
کاهش
فراوانی
حشو
حقوق بیکاری
زائد
تکرار,بازآفرینی
*سرخبال
درخت سرخچوب,درخت سرخچوب غولپیکر
نی,زبان ساز بادی
ساز دهانگیردار
هارمونیوم
قلم نی,قلم بامبو
پرنده نی,سسک نیزار
صخره (مرجانی و...) • تا کردن بخشی از بادبان,کاهش مساحت بادبان
پالتو ضخیم چهاردکمه
بوی بد دادن • بوی بد,تعفن
بدبو,متعفن
حلقه (فیلم) • تلوتلو خوردن
ماهی را با پیچیدن نخ ماهیگیری کشیدن
بدون وقفه اطلاعات را به اشتراک گذاشتن
دوباره انتخاب کردن,انتخاب مجدد
بازسازی کردن,دوباره اجرا کردن
دوباره برقرار کردن
درست,مناسب
مجدداً ارزیابی کردن
*تلیله شکیل ماده • محکم کردن با عبور از یک سوراخ یا دور چیزی,بستن با گذراندن از یک سوراخ یا پیچیدن دور چیزی
مجدداً بررسی کردن
*میز سالن غذاخوری
اشاره کردن,ارجاع دادن به
اشاره داشتن به
نسبتدادنی
داور • ارزیابی کردن,داوری کردن
مرجع,نقل قول • ارجاع دادن,استناد کردن
کتاب مرجع,کتاب راهنما
کتاب مرجع
همهپرسی
سوال ارجاعی
پر کردن,دوباره پر کردن • پر کردن مجدد,بسته پر کردن مجدد
خودکار قابل شارژ,قلم قابل پر کردن مجدد
پالایش کردن,بهبود بخشیدن
ظریف,زیبا
*شکر تصفیهشده
پالایشگاه
مظهر چیزی بودن
اندیشیدن
بازتاب
مقاله انعکاسی,مقاله تأملی
تأملی,درون نگر