جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to repine
01
ناراضی بودن, غرولند کردن
to either feel or display dissatisfaction
مثالها
He has been repining since he learned about the job rejection.
او از زمانی که از رد شدن شغلش مطلع شد شکایت میکند.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ناراضی بودن, غرولند کردن