جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to reopen
01
دوباره باز کردن, بازگشایی کردن
to open again after being closed or shut down
Intransitive
Transitive: to reopen sth
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
reopen
سومشخص مفرد
reopens
وجه وصفی حال
reopening
گذشته ساده
reopened
اسم مفعول
reopened
مثالها
The restaurant plans to reopen next week after renovations.
رستوران برنامه دارد هفته آینده پس از بازسازی دوباره باز کند.
درخت واژگانی
reopen
open



























