جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Reunion
01
اتحاد مجدد
the act or process of coming together again after being separated
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
reunions
مثالها
The family planned a reunion after years of living in different countries.
خانواده پس از سالها زندگی در کشورهای مختلف، یک دیدار برنامهریزی کردند.
02
دیدار, گردهمایی
a gathering of people who used to be together, such as friends, classmates, or colleagues
مثالها
The school reunion was held in the gym.
دیدار مدرسه در سالن ورزشی برگزار شد.
درخت واژگانی
reunion
union



























