جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Reunion
01
اتحاد مجدد
the act or process of coming together again after being separated
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
reunions
مثالها
After months apart, the team ’s reunion boosted morale.
پس از ماهها جدایی، دیدار دوباره تیم روحیه را تقویت کرد.
02
دیدار, گردهمایی
a gathering of people who used to be together, such as friends, classmates, or colleagues
مثالها
The college reunion included a dinner and a tour of the campus.
دیدار دانشگاه شامل یک شام و یک تور از محوطه دانشگاه بود.
درخت واژگانی
reunion
union



























