جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to recant
01
اعتراف کردن
to take back a statement or belief, especially publicly
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
recant
سومشخص مفرد
recants
وجه وصفی حال
recanting
گذشته ساده
recanted
اسم مفعول
recanted
مثالها
The professor is recanting his views on the topic in light of recent research findings.
پروفسور در پرتو یافتههای اخیر پژوهشی، دیدگاههای خود را در مورد موضوع پس میگیرد.



























