جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
تقسیم کردن
معلم کلاس را برای یک پروژه مشارکتی به گروههای کوچک تقسیم میکند.
تقسیم شدن, مجزا شدن
رودخانه در این نقطه تقسیم میشود و دو کانال متمایز تشکیل میدهد.
تقسیم کردن (ریاضی)
اگر 10 را بر 2 تقسیم کنید، 5 به دست میآید.
باعث تفرقه شدن, نفاق افکندن، جدایی انداختن، چنددستگی ایجاد کردن
پیشنهاد جنجالی برای ساخت یک بزرگراه جدید از میان پارک، جامعه را تقسیم کرد.
بخشپذیر بودن (ریاضی)
10 به طور مساوی تقسیم میشود به 50، که نتیجه آن 5 به عنوان خارج قسمت است.
مجزا کردن
رودخانه شهر را تقسیم میکند، با یک قسمت در ساحل شرقی و دیگری در ساحل غربی.
جدا کردن
جریانهای قوی رودخانه تهدید به تقسیم کردن قایق میکردند، آن را تکه تکه میکشیدند.
تقسیم کردن
او وقت خود را بین کار و مسئولیتهای خانوادگی تقسیم میکند.
اختلاف نظر داشتن
اعضای هیئت مدیره در مورد کاهشهای پیشنهادی بودجه اختلاف نظر داشتند، که منجر به بحثهای داغ در جلسه شد.
تقسیم کردن (بین افراد)
بیایید وظایف را به طور مساوی تقسیم کنیم تا همه بار کاری یکسانی داشته باشند.
دو دسته شدن
در طول بحث درباره لایحه اصلاحات آموزشی، از اعضای پارلمان خواسته شد تا تقسیم شوند.
دو دسته کردن, جدا کردن
سخنران پارلمان را در مورد موضوع بحثبرانگیز مهاجرت تقسیم کرد، که منجر به رأیگیری واضحی شد.
کوهنوردان در امتداد خط الراس کوه از خط تقسیم آب پیروی کردند.
اختلاف (بین دو گروه)
تقسیم سیاسی منجر به بحثهای داغ در مجلس شد.
درخت واژگانی



























