جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ترک برداشتن, ترک خوردن
دریاچه یخزده با افزایش دما شروع به ترک خوردن کرد و الگوهایی روی سطح ایجاد شد.
شکاندن
زلزله ترک در پی خانه ایجاد کرد.
صدای انفجار تولید کردن
همانطور که توفان تندری نزدیک میشد، رعد ترکید در آسمان.
دور زدن, عبور کردن
دزدها از تکنیکهای بازکردن قفل برای عبور از امنیت در و ورود به ساختمان استفاده کردند.
محکم زدن
بوکسور با یک هوک راست قدرتمند به فک، حریفش را زد.
شکستن
پل قدیمی زیر وزن کامیون سنگین ترک خورد و فرو ریخت.
ساده کردن
در آزمایشگاه، محققان هیدروکربنها را میشکنند تا اتیلن و پروپیلن برای استفاده در تولید پلاستیک تولید کنند.
ناگهان افشا کردن
علیرغم تلاشهایش برای حفظ راز، لو داد و به دوستانش درباره مهمانی غافلگیرانه گفت.
به فروپاشی روانی رسیدن, دچار شوک عصبی شدن
سرباز تحت تهدید مداوم نبرد از پا درآمد، اضطراب شدید و حملات هراس را تجربه کرد.
هک کردن
هکر سعی کرد امنیت شبکه شرکت را شکست دهد تا اطلاعات حساس را بدزدد.
شکاف
یک ترک پس از زلزله در دیوار ظاهر شد.
صدای بلند و ناگهانی
یک رعد همه را در بیرون وحشت زده کرد.
عملِ شکافبرداشتن
آزمایش
کراک
او در حال فروش کرک در گوشه خیابان دستگیر شد.
شکاف
تیکه (کلامی)
فرصت
ماهر
او یک تیرانداز ماهر با تفنگ است که هر بار دقیقاً به مرکز هدف میزند.
درخت واژگانی



























