جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ادعا کردن, مدعی شدن
مقاله جنجالی به طور منظم ادعا میکند که شب گذشته یک مشاهده یوفو رخ داده است.
مطالبه کردن (قانونی)
او پس از مرگ پدرش میراث خود را ادعا کرد.
مطالبه خسارت کردن
بعد از تصادف ماشین، او از شرکت بیمهاش درخواست غرامت کرد تا هزینههای تعمیر را پوشش دهد.
درخواست دادن
اجرای فوقالعاده او در آزمون بازیگری ادعای شناخت از کارگردان بازیگران را داشت.
گرفتن (جان کسی), موجب مرگ کسی شدن
تصادف غمانگیز خودرو جان سه مسافر را گرفت.
موفق شدن (در انجام کار یا رسیدن به هدف)
تیم در مسابقه پایانی فصل پیروزی را ادعا کرد.
مطالبه
شرکت بیمه ادعای خسارت او را به دلیل شواهد ناکافی رد کرد.
ادعا
ادعای او مبنی بر دیدن یک یوفو با شک و تردید مواجه شد.
مطالبه, درخواست
او تصمیم گرفت برای بسته گمشده ادعا کند.
او ادعایی به ارث باقیمانده از مادربزرگش کرد.
درخت واژگانی



























