جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
باغبان هر صبح گیاه را آبیاری میکرد.
نیروگاه, کارخانه
کارخانه شیمیایی مواد شیمیایی صنعتی مختلف تولید میکند.
دام, شیء مخفیانه کار گذاشته شده
گیاه, بازیگر جاساز شده
کاشتن
هر بهار، جامعه برای کاشتن گلها در میدان شهر گرد هم میآیند.
کاشتن, مخفیانه قرار دادن
کارآگاه تصمیم گرفت یک دوربین مخفی در دفتر مظنون جاسازی کند تا شواهد جمع آوری کند.
معمار منظر برنامه ریزی میکند تا تراس را با آویشن خزنده بکارد تا یک فرش سبز پرپشت ایجاد کند.
کاشتن, قرار دادن
او پرچم را روی قله کوه کاشت، که نشان دهنده صعود موفقیت آمیز تیم بود.
تاسیس کردن, بنا نهادن
پیشگامان اساس شهر را در امتداد رودخانه کاشتند.
کاشتن, جایگزین کردن
والدینش از کودکی ارزش کار سخت و پشتکار را در او کاشتند.
رهاسازی ماهی, کاشت ماهی
اداره شیلات هزاران بچه قزلآلا را در رودخانه رهاسازی خواهد کرد تا جمعیت ماهیها را تجدید کند.
درخت واژگانی



























