جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
علامت گذاشتن, خط کشیدن
لطفاً از مداد برای نشانهگذاری محل اندازهگیری استفاده کنید.
نمره دادن, ارزیابی کردن
معلم با دقت مقالات را نمره داد، بر اساس وضوح بیان و عمق تحلیل نمرهها را اختصاص داد.
متفاوت کردن, خاص کردن
فروتنی که تعاملات او با دیگران را مشخص میکند، او را از همسالانش متمایز میسازد.
با علامت مشخص کردن
پرچمها مرزهای زمین فوتبال را نشان میدهند.
برچسب زدن
خواربارفروش هر قلم کالا را با برچسب قیمت علامتگذاری کرد، که شناسایی هزینه خریدهایشان را برای مشتریان آسانتر میکند.
جشن گرفتن
جامعه روز استقلال را با یک رژه بزرگ در خیابانها نشان میدهد و پس از آن در شب آتشبازی انجام میشود.
یادداشت برداشتن, دقیق بررسی کردن
او تغییرات ظریف در رفتارش را متوجه شد، که نشان دهنده ناراحتی فزاینده او با وضعیت بود.
(با نماد خاصی) علامت زدن
معلم از دانشآموزان خواست که هجاهای تاکیدی در کلمات داده شده را علامتگذاری کنند.
متمایز کردن
استعداد خارقالعادهاش در داستانگویی او را به عنوان نویسندهای برجسته در دنیای ادبیات نشان میدهد.
رد جا گذاشتن
ردپای گلی، کف تمیز راهرو را علامت گذاشت.
نمره
او برای مقاله عالی خود نمره بالایی دریافت کرد.
علامت ضربدر
او یک نشان کشید تا مرکز را نشان دهد.
نماد, علامت
لوگوی شرکت نشان کیفیت آن است.
هدف (تیراندازی)
کماندار با دقت به نشانه هدف گرفت.
اثر, شهرت، آوازه
بخشندگی او اثری در جامعه برجای گذاشت.
علامت
خودکار روی کاغذ یک نشان به جا گذاشت.
رسوایی, ننگ
رسوایی لکهای بر روی اعتبار او باقی گذاشت.
چیزی موفق
توصیه او ثابت کرد که یک نشان موفقیت است.
جای زخم
خراش یک نشان روی میز باقی گذاشت.
نشانه, علامت، نماد
ویرگول یک علامت پایهای از نشانهگذاری است.
رد
ردپاهای گلی یک نشانه بود که کسی وارد شده بود.
فرد سادهلوح
او یک قربانی آسان برای کلاهبرداران خیابانی بود.
او یک مارک را برای توقف بازی صدا زد.
نوعی حرکت دفاعی در فریزبی
او یک مارک تنگ اعمال کرد، که پیدا کردن پاس باز را برای پرتاب کننده سخت کرد.
درخت واژگانی



























