شیپور صوتی,وسیله مخروطی برای کمک به شنوایی
سگ راهنمای ناشنوایان
ناشنوا,دارای نقص شنوایی
شهادت بر مسموعات • گفتهشده,شنیدهشده
ماشین حمل جنازه,کالسکه تشییع جنازه
قلب • عاشق کسی یا چیزی بودن
با تمام وجود
حمله قلبی
گیلاس قلب,گیلاس به شکل قلب
بیماری قلبی
نارسایی قلب
دل کسی توی دهانش آمدن
خوشقلب
سنگدلی
با تمام وجود
مشکل قلبی,بیماری قلبی
ضربان قلب
متخصص قلب,کاردیولوژیست
جراح قلب,متخصص قلب و عروق
بطن قلب,حفره قلب
قلبیشکل
قلب به قلب,گفتگوی صمیمی • صادقانه و جدی
با فداکاری بی قید و شرط و مشتاقانه,با تعصب مشتاقانه
غم و اندوه
ضربان قلب
دلشکستگی
دلخراش
دلشکسته
سوزش سردل
تشویق کردن,دلگرمی دادن
امیدوارکننده,تشویق کننده
صمیمانه
شومینه
*فرش جلوی شومینه
صمیمانه,گرم
قلب,منطقه مرکزی
جانگداز
دل,بازی دل
نومید,اندوهگین
مرد مشهور محبوب دلها
دلگرمکننده
صمیمانه و دوستانه
گرما,انرژی حرارتی • گرم کردن
تفنگ گرمایی
هایپرپیرکسی ناشی از گرما,فروپاشی ناشی از قرار گرفتن در معرض گرمای بیش از حد
گرم کردن
موج گرما • موج گرما
گرمشده
با حرارت,با شدت
بخاری
کافر,بت پرست • کافر,بی دین
کافروار
تویید,ترکیب رنگها
سیستم گرمایشی
پد گرم کننده,پد گرمایش برقی
کارخانه گرمایش,تاسیسات گرمایشی
سیستم گرمایش,سیستم حرارتی
گرمازدگی
جابجایی افقی,دررفتگی افقی • آه کشیدن,نفس عمیق کشیدن
بهشت,آسمان
بهشت روی زمین
آسمانی,الهی
آسمانها,فلک
به سوی آسمان,در جهت بهشت • به سوی آسمان,در جهت بهشت
آمفیزم ریوی,هل دادن
به مقدار زیاد,به شدت
سنگین • نقش دراماتیک,شخصیت تراژیک • سنگین,با زحمت
بسیار سنگین
خامه سنگین,خامه غلیظ
دشوار و فرساینده
سختگیری افراطی
شخص یا شرکت قدرتمند (در عرصه تجارت یا سیاست)
ژاکت سنگین,کت ضخیم
هِوی متال
موسیقی هوی متال,فلز سنگین
خواب سنگین,خواب عمیق
وسیله نقلیه سنگین,خودروی سنگین
مقاوم,محکم
تنومند
وزن سنگین,چهره سرشناس • سنگین,سنگین وزن
هفتگی,که هر هفته اتفاق می افتد
هفتگی,به صورت هفتگی
هفتگی,که به صورت هفتگی اتفاق می افتد
عبری
عبری,مربوط به زبان عبرانیان
یهودیت,عبریگرایی
زبان عبری • عبری,یهودی
الفبای عبری
هبریدنی,مربوط به هبریدز • هبریدین، نژادی از گوسفندان کوچک و مقاوم بومی جزایر هبریدز اسکاتلند، که با پشم سیاه یا قهوهای تیره و شاخهای متمایزشان شناخته میشوند,گوسفند هبریدین، نژادی از گوسفندان کوچک و سختجان بومی جزایر هبریدز در اسکاتلند، معروف به پشم سیاه یا قهوهای تیره و شاخهای منحصر به فردشان
شانه برای جدا کردن الیاف کتان,کارد برای کتان • وسط حرف (کسی) پریدن
مزاحم اجرا
هکتار
پرمشغله