کار دستی,دست ساز
دستمال,دستمال گردن
(با موفقیت) از پس چیزی برآمدن • دستگیره
فرمان دوچرخه یا موتور
سبیل چخماقی
مربی (ورزشی)
مدیریت,رسیدگی
دستبند,بند مچ
دستساخت
تحویل,دادن
کمک,یارانه
هندپن,ساز کوبهای دستی
اثر دست,نشان دست
نرده
بیدردسر
عملی (آموزش و غیره)
اره دستی,اره یک دسته
گوشی تلفن
دستدوزی شده,دوخته شده با دست
دست آزاد,بدون دست
دستدادن
دست دادن,مصافحه
شکل دست,پیکربندی دست
جذاب
به زیبایی,به شکلی جذاب
مهر دستی,تمبر دستی • مهر زدن,تمبر زدن
ایستادن روی دست,حالت تعادل روی دست
کار دستی,اثر ساخته شده با دست
دستبافت,بافته شده بر روی دستگاه بافندگی دستی
دستنویس,نوشته دستی
دستنویس,نوشته شده با دست
بهدردبخور
فرد همهفنحریف
hanetsuki,یک بازی سنتی ژاپنی شبیه به بدمینتون، که با راکتهای چوبی و یک توپ پر یا پلاستیکی بازی میشود
آویزان کردن • به شکلی حیرتآور • حرکت آویزان بودن از میله (در ژیمناستیک)
به نشانه تحقیر باسن لخت نشان دادن
ول گشتن,در اطراف ماندن
(در جایی) وقتگذرانی کردن
هم وقت شدن با,وقت گذراندن با
عقب ماندن
در آستانه فروپاشی بودن
هنگدرام
پرواز با گلایدر,گلایدر سواری کردن
گلایدر بدون موتور,هواپیمای گلایدر
کایتسواری
به چیزی تکیه کردن
ادامه دادن
آرام گرفتن,آرام بودن
کسی را فریب دادن
دست نگه داشتن
به زور دوام آوردن
حفظ کردن
با دیگران بیرون رفتن
باعث نگرانی شدن
کمی صبر کردن
متحد ماندن
قطع کردن (تلفن)
بازنشست شدن
اعلام بازنشستگی کردن
به چیزی وابسته بودن
آشیانه هواپیما
چوبلباسی
آویزان کردن,حلق آویز
گلدان آویزی
مأمور اعدام
پاتوق
خماری
گرسنه و تحریک پذیر,عصبانی از گرسنگی
خط هانگول
واژهنگار هانجا
گرسنه مثل گرگ,در حال مرگ از گرسنگی
اشتیاق داشتن,ولع داشتن
فریب,حقه بازی
حنوکا,جشن نورها
هنوک (خانههای سنتی کرهای)
دستگاه HANS,تجهیزات HANS
کالسکه هانسم,تاکسی هانسم
حَنوکا,جشن نورها
حانوكا
نوشته هانزی,سیستم نوشتاری هانزی
تصادف,رویداد تصادفی • رخ دادن
دورگه آسیایی-سفید,فردی با تبار مختلط آسیایی/جزیرهنشین اقیانوس آرام و سفید
هاپاکس لگومنون,یک کلمه یا فرم که فقط یک بار در یک متن خاص ظاهر میشود
به صورت تصادفی,بی نظم • بی دقت,نامرتب
به صورت بی نظم,بدون برنامه ریزی
هاپکیدو,یک هنر رزمی کرهای که بر قفلهای مفصلی، پرتابها و ضربهها برای دفاع شخصی تمرکز دارد
بیچاره
هاپلوئید,سلول هاپلوئید • هاپلوئید,مونوپلوئید
هجااندازی
اتفاق افتادن • شاید,احتمالا
غیر منتظره چیزی را پیدا کردن
پیشامد • عالی,مدرن
رویداد اتفاقی