شلنگ • آبیاری با شلنگ,پاشیدن آب با شلنگ
فاحشه,هرزه
شلنگ,لوله انعطاف پذیر
دزد بنزین,سیفونزن
پاپوش (جوراب، جورابشلواری و...)
آسایشگاه بیماران درحال مرگ
مناسب برای رشد و بقا
بیمارستان
خدمتکار بیمارستان,دستیار بیمارستان
تخت بیمارستان,تخت پزشکی
مراقبت بیمارستانی,مراقبت پزشکی در بیمارستان
تابلوی بیمارستان,نشانه بیمارستان
مددکار اجتماعی بیمارستان
بخش بیمارستان,واحد مراقبت
بستری شدن در بیمارستان
پزشک بیمارستان
مهمان نوازی
بستری
بستری کردن
میزبان • میزبانی کردن
گروگان
مسافرخانه
مهمانخانه
مهماندار زن (رستوران و ...)
پرخاشگر • دشمن,حریف
دشمنیها,نبردها
خصومت
داغ • به گرمی, به شدت • گرم کردن,داغ کردن
حرف مفت
موضوع جنجالبرانگیز
پنکیک,کیک داغ
غلات گرم,فرنی غلات
هات چاکلت
نان لقمهای کشمشی
فضای کاری مشترک
*هاتداگ • عالی,فوقالعاده
گر گرفتگی,فلاش داغ
حقه فویل داغ
دوران دختر داغ,عصر دختر جذاب
تابستان دختر داغ,تابستان دختر با اعتماد به نفس
هچ بک داغ,خودروی فشرده با عملکرد بالا
خط بزرگراه تعیین شده که رانندگان میتوانند برای سفر سریعتر عوارض بپردازند,خط HOT
آشفته
تازه از چاپ درآمده
پد گرمایی,زیرانداز گرمکن برقی
شلوارک کوتاه و جذب
سرخابی
اجاق گاز برقی
*خورش گوشت و سیبزمینی
موضوع حساس
ماشین اصلاح شده برای سرعت و عملکرد بالا,هات رود
نمکداغ کردن
*سس تند
چشمه آب گرم,منبع آب گرم
آدم بسیار جذاب
نظر جنجالی,دیدگاه بحثبرانگیز
حسابی مشتاقِ شروع کردن
هات تودی
موضوع داغ
وان جکوزی
خیلی عصبانی
گرم کردن,داغ کردن
کیسه آب گرم
هوای گرم,دوره ای از دماهای غیرمعمول بالا
بالون هوای گرم
پرشور,تکانشی
میزهای کاری اشتراکی,دفتر انعطاف پذیر
زودرنج,عصبانی
بویلر آب گرم,مخزن آب گرم
مخزن آب گرم,بویلر آب
با استفاده از سیمها ماشین را روشن کردن
*پنکیک
هاتدیش,کاسرول پختهشده غرب میانه
هتل
منشی هتل,کارمند پذیرش
پذیرشگر هتل,کارمند میز پذیرش هتل
اتاقِ هتل
با عجله حرکت کردن,سریع رفتن • با عجله,سریع • شوخی پای داغ,شوخی کبریت
سر داغ,بیپروا
زودجوش
گلخانه
خط تلفن ویژه
با حرارت,با شدت
گرما,دمای بالا
اجاق بشقابی
کفشک (دوربین)
فرد زبردست • ماهر
نقطه داغ,کانون تنش
آدم بسیار جذاب
سگ شکاری • کسی را دنبال کردن
سگ شکار,سگ تازی
ساعت (شصت دقیقه)
عقربه ساعت شمار
یک ساعته,به مدت یک ساعت
ساعت شنی
اندام ساعتشنی
ساعتی • ساعتی
ساعت,ساعات کاری