باخوشحالی
شادی
شاد
خیلی خوشحال
شنگول
خیلی خوشحال
خیلی خوشحال
کاملاً راضی
پایان خوش
*ساعات تخفیف در بهای مشروبات
حد وسط مناسب
حسی,لمسی
حرم • حرام,ممنوع
نطق کردن • نطق آتشین
تعرض کردن
تعرض
نویدگر • پیش بینی کردن,نشان دادن
بندرگاه • پناه دادن,جای امن فراهم کردن
*فک بندرگاه
سخت • بهسختی
پوستکلفت
*هارد باپ
مسواک زبر
آبنبات
خوب که چه
زمین سخت,کورت سخت
درایو دیسک سخت
نوشیدنی الکلی قوی,نوشیدنی تقطیر شده
سخت افزار ذخیرهسازی اطلاعات
مخدر قوی
فانتزی سخت
*آرد قوی
دست سخت,دست غیرمنعطف
کلاه ایمنی
کار اجباری,کار زندان
افشای عمومی,راهاندازی رسمی
چپ سخت,چپ افراطی
نور سخت
*مشروب الکلی تقطیرشده
اخبار سخت,اخبار مهم
حریف سرسخت
کمشنوا
برف سفتشده
کام سخت
رد قاطع
قدرت سخت,قدرت اجباری
راست افراطی,راست سخت
هارد راک
نان سفت,رول سخت
شیره
علمیتخیلی باورپذیر
خطوطی که در بزرگراهها برای تعیین لاین خودروها استفاده میشود
یک طرفدار پرشور,یک ستایشگر مشتاق
*کنه سفت
زمان سخت,دوره سخت
زمانههای سخت,دورههای دشوار
(اتفاق یا حقیقت) هضمناپذیر
تنگدست
گندم سخت,گندم دوروم
کار سخت,تلاش مداوم
سخت و تغییرناپذیر,محکم و انعطاف ناپذیر
سخت,با تجربه
تخم مرغ آبپز سفت
تخم مرغ آب پز سفت,تخم مرغ سفت پخته شده
نقاشی لبه-سخت
قوی,تاثیرگذار
واقعگرا,عملگرا
در تنگنای مالی,با مشکلات مالی مواجه
سخت برای دیدن,سخت برای تشخیص
بادوام
چیزی که با تلاش زیاد به دست آمده
کتاب با جلد سخت • جلد سخت,سخت پوش
هاردبیک,یک شیرینی بریتانیایی ساخته شده با ملاس، کره و بادام
تخته فیبر متراکم
هاردبویلد
هاردکور,صریح • *هاردکور
*هیپ هاپ هاردکور
*هاردکور پانک
گالینگور • جلد سخت,جلد محکم
سخت شدن,جامد شدن
دل را سنگ کردن
سنگدل
جسارت
به سختی
بهندرت
سختی,محکمی
دشواری
*هاردستایل
*بیسکویت دریایی
یک کوپه با سقف سخت قابل جدا شدن,یک ماشین با سقف سخت تاشو
سختافزار
کفپوش چوب سخت,کفپوش چوب جامد