دست کسی را خواندن
چیزی را به خوبی از بر بودن
بر تن داشتن (لباس, زیورآلات,..)
چیزی روی دست کسی بودن
از سر آدم بیرون نرفتن
زیادی مشروب خوردن
انجام کاری لذتبخش
نظر (مثبت، خوب، و غیره) در مورد چیزی یا کسی داشتن
(کسی را به خانه خود) دعوت کردن
در تنگنا گذاشتن
آرام و ریلکس بودن
عقل کسی پارهسنگ برداشتن
دعوت کردن,پذیرایی کردن
در اوضاع بدی بودن
با کسی رابطه جنسی داشتن
با کسی سر و سری داشتن
کجدست بودن
همه برگهای برنده را داشتن
ناراحت و افسرده بودن
برتری داشتن
ایدهای داشتن
جرأت داشتن
دل داشتن
به کسی میل جنسی داشتن
آزادانه به همهجا سر زدن
دل و جرئت داشتن
فرصت داشتن
حسابی خوش گذراندن
شرایط به نفع کسی بودن
دنیا به کام بودن
سر کسی خلوت بودن
وقت آزاد داشتن
باید
(چیزی را) در کارنامه داشتن
به کسی یا چیزی ربط داشتن
چیزی را مدیون کسی بودن
استعداد رقصیدن نداشتن
در آستین داشتن
استعداد ذاتی برای چیزی داشتن
کار خود را کردن
از کسی سوءاستفاده جنسی کردن
ملزومات اولیه برای کسب موفقیت را داشتن
دعوا کردن
کار سختی در پیش داشتن
از سر و رویش پیدا بودن
عمارت سنتی
پناهگاه امن
کولهپشتی یکبنده
با این حال
ویرانی
پرده چشمک زن اسب,پلک سوم اسب • گفتن 'haw',تلفظ 'haw'
هاوایی
هاوایی,زبان هاوایی • هاوایی, مربوط به هاوایی
گیتار هاوایی
*سهره نوکبزرگ
باز (پرنده) • دور فروشی کردن,فروش دربهدر
سنجاقک شاهین
دستفروش,پیشه ور دوره گرد
پروانه شاهین,پروانه اسفینکس
*لاکپشت پوزهعقابی
زالزالک
علوفه خشک • درودن علف خشک,چیدن یونجه
التهاب مخاط بینی آلرژیک
سیم برای بستن بسته های کاه,طناب برای بسته های کاه • آشفته,بی نظم
خطر • رو هوا حدس زدن
چراغ های خطر,چراغ های اضطراری
پرمخاطره
زباله های خطرناک,زباله های سمی
به صورت خطرناک,به شیوه ای پرخطر
ریزگرد • آزار دادن,اذیت کردن
فندقی • فندقی,سبز مایل به قهوه ای
درخت فندق,درخت کوریلوس
فندق
درخت فندق,درخت هازل
لباس ایمنی
مهآلود
اچدی
اچدیامآی
تلویزیون اچدی
او (مرد) • پنجمین حرف الفبای عبری,ه
مرد ضعیف,مرد مطیع
سر • بهسمت جایی رفتن • رئیس
چند سر و گردن بالاتر
سرمربی,مربی ارشد
سرماخوردگی,زکام
پوشش سر,حجاب
فریب سر,حرکت گمراه کننده سر
به سمت یک جهت حرکت کردن