گاو هایلند
رقص سنتی و تکنفره اسکاتلندی
بازیهای هایلند,مسابقات سنتی ورزشی اسکاتلندی
ارتفاعات,مناطق کوهستانی
رونمایی کردن • نقطه اوج
هایلایتر
بچه فسفری,نوجوان رنگارنگ
به شدت,بسیار
جاده اصلی,بزرگراه
فرار کردن,گریختن
شلوارهای خیلی کوتاه,شلوارهایی که بالا میروند
بزرگراه
هیپنوتیزم بزرگراه,خلسه رانندگی
گشت بزرگراه,پلیس راهنمایی و رانندگی
سرقت بزرگراهی,راهزنی جادهای
سپر بزرگراه,تابلو مسیر
جادهها و کوچهپسکوچهها
حجاب
ربودن • ربایش (هواپیما، کشتی و...)
هواپیماربا
راهزنی,هیجکینگ
پیادهروی طولانی • پیادهگردی کردن
بالا کشیدن,بلند کردن
راهنورد
پیادهروی
کفش کوهنوردی
بامزه
خنده دار
ترسو,بیارزش
تپه • تشکیل تپه,انباشتن
چیزی کاملاً بیارزش
Hill Radnor,نژادی از گوسفندان بومی تپههای ولز، معروف به استحکام، سازگاری و توانایی چرا در زمینهای ناهموار
آدم پشت کوهی
موسیقی هیلبیلی
دژ تپه,قلعه تپه
پشته
دامنه
ناهموار
هیلوم,نقطه ورود یا خروج در یک اندام
به او (مرد)
گربه هیمالین • هیمالیایی,مربوط به هیمالیا
اشتباه مهلک
یک مرد خوشقیافه اما خیلی باهوش نیست,یک مرد جذاب و مهربان اما سادهلوح
خودش (ضمیر انعکاسی سوم شخص مفرد مذکر)
گوزن ماده (بیش از سهساله) • عقبی
قسمت عقب,عقب
اندام عقبی,پای عقبی
مانع شدن • عقب,پشت
*قسمت خلفی لوله گوارش
زبان هندی • هندو,مربوط به هندوئیسم
پای عقبی
عقبترین
هندو,هندی • هندو,مربوط به آیین هندو
بخش عقب (بدن حیوانات)
ممانعت
ادراک ماوقع
هندو,هندی • هندو,مربوط به آیین هندو
هندوئیسم,هندوئیسم
*بال پشتی
لولا • با لولا متصل کردن,به لولا بستن
تنها به چیزی وابسته بودن
*یابو
به صورت ضمنی اشاره کردن • اشاره ضمنی
مفصل ران • رایج
حمام مخصوص نشیمنگاه
چکمه بلند ضدآب
هیپ هیپ هورا!,هورا!
رقص هیپهاپ
هیپ هاپ سول,روح هیپ هاپ
بالشتک باسن,محافظ باسن
ضربهزن ران,فعال غالب
سبک هیپهاپ
شلوار فاق کوتاه
استخوان بینام
ستیغ بام
هیپی • هیپی,بوهمین
هیپوکامپ
سوگندنامه بقراط
اسب آبی
هجانگار هیراگانا
استخدام کردن • استخدام
اجاره دادن
گماشته
کارگر مزرعه,کارگر کشاورزی
(مرد) پشمالو
پرمویی بیش از حد,هیرسوتیسم
هیرسوتیسم,پرمویی
هیرودینین,زالو
پرستوییان
مالِ او (مرد) • مال او,خودش
هیس کردن • هیس,سوت
صدای خشخشمانند
قشقرق
هیستامین
بافتنگار
بافتشناسی
هیستون
مورخ
تاریخی