homing pigeonhooter
از 26
homing pigeonhooter
homing pigeon[n]

کبوتر خانگی

hominid[n][adj]

هومینید,عضو خانواده هومینیده • هومینید,مربوط به خانواده هومینیدها

homo[n]

هومو,انسان

homo sapiens[n]

هومو ساپینس,گونه انسانی

homocentric[adj]

هم مرکز,دارای مرکز مشترک

homoflexible[adj]

هموفلکسیبل,عمدتاً همجنسگرا اما گاهی به جنس مخالف جذب میشود

homogeneity[n]

همسانی

homogeneous[adj]

یک‌جور

homogenize[v]

یکدست کردن

homogenized milk[n]

شیر هموژنیزه

homogenous[adj]

همگن,یکنواخت

homograph[n]

هم‌نگاره

homologous[adj]

متشابه

homonym[n]

هم‌نام (زبان‌شناسی)

homonymy[n]

همنامی,پدیده زبانی که در آن کلمات شکل یکسانی دارند اما معانی متفاوتی دارند، به ابهام واژگانی کمک می‌کنند و برای تفسیر صحیح به زمینه نیاز دارند

homophobia[n]

هوموفوبیا

homophone[n]

هم‌آوا

homophony[n]

همصدایی,موسیقی همصدایی

homosexual[n][adj]

فرد هم‌جنس‌گرا • هم‌جنس‌گرا

homozygote[n]

هموزیگوت

homuncular[adj]

شکل انسان‌نمای بسیار کوچک و مصنوعی

homy[adj][n]

راحت,گرم • رفیق

hon[n]
hone[n][v]

سنگ تیزکن ریزدانه,سنگ تیزکن • کامل کردن

hone in on[v]

تمرکز کردن بر,هدف قرار دادن

honest[adj]

صادق

honest broker[n]

واسطه

honest to god[adj]

خدا شاهده

honestly[adv]

بی‌دوزوکلک

honesty[n]

صداقت

honey[n][adj][v]

عسل • عسلی رنگ,رنگ عسل • با عسل شیرین کردن,شیرین کردن با عسل

honey badger[n]

گورکن عسل‌خوار

honey berry[n]

*هانی‌بری

honey bun[n]

*نان عسلی

honey buzzard[n]

*سارگپه جنگلی

honey dipper[n]

*قاشق عسل

honey-toungued[adj]

چرب‌زبان

honeybee[n]

*زنبور عسل

honeycomb[n][v]

کندو • سوراخ‌سوراخ کردن مانند کندوی عسل,سوراخ کردن به شکل کندو

honeycrisp[n]

سیب هانی‌کریسپ

honeydew[n][adj]

خربزه عسلی,ملون عسلی • سبز طالبی

honeydew melon[n]

طالبی

honeyed[adj]

دلنشین (صدا یا موسیقی)

honeymoon[n][v]

ماه‌عسل • ماه عسل رفتن,رفتن به ماه عسل

honeymooner[n]

تازه عروس,ماه عسل

honeypot ant[n]

مورچه عسلی,مورچه شهدخوار

honeysucker[n]

*عسل‌خوار

honeysuckle[n]

پیچ امین‌الدوله (گیاه‌شناسی)

hong kong[n]

هنگ کنگ,سابقاً مستعمره تاج در ساحل جنوبی چین در استان گوانگدونگ؛ در سال 1842 توسط چین به بریتانیا اجاره داده شد و در سال 1997 بازگردانده شد؛ یکی از مراکز پیشرو تجاری جهان

honk[v][n]

بوق زدن (اتومبیل) • صدای غاز,صدایی شبیه به غاز

honker[n]

بینی,دماغ بزرگ

honking[adj]

عظیم,تحسین برانگیز

honolulu blue[adj]

آبی هونولولو

honor[v][n]

احترام گذاشتن • احترام

honor cord[n]

طناب افتخار,نوار افتخار

honor killing[n]

قتل ناموسی,قتل به نام ناموس

honor roll assembly[n]

مراسم لیست افتخار,مجمع دانش آموزان ممتاز

honor society[n]

انجمن افتخار,جامعه افتخاری

honor system[n]

نظام متکی بر اعتماد متقابل

honorable[adj]

شریف

honorably[adv]

با شرافت,با честیت

honorarium[n]

حق‌الوکاله

honored[adj]

برجسته

honors[n]

کلاس افتخاری,دوره افتخاری

honors change manners[sentence]
honors degree[n]

مدرک افتخاری,لیسانس با افتخار

hooch[n]

*مشروب تقطیرشده غیر قانونی

hoochie[n]

فاحشه,روسپی

hood[n][v]

کاپوت (اتومبیل) • پوشاندن با هود,هود گذاشتن روی

hooded[adj]

کلاه دار,با پلک های افتاده

hooded seal[n]

*فک سرپوش‌دار

hoodie[n]

هودی (لباس)

hoodlum[n]

اوباش,مجرم

hoodwink[v]

کسی را فریب دادن

hoof[n][v]

سم (اسب و...) • حرفه‌ای رقصیدن,به صورت حرفه‌ای پا کوبیدن

hook[v][n]

با قلاب بستن • قفل در

hook and eye[n]

قزن

hook grip[n]

گیر قلاب,تکنیک گیر قلاب

hook line and sinker[phrase]

چشم‌بسته

hook shot[n]

شوت قلاب,پرتاب قلاب

hook turn[n]

پیچ قلاب,دوران قلاب

hook up[v]

به سیستم وصل کردن

hook-and-loop fastener[n]

چسب نر و ماده

hooked[adj]

معتاد

hooked rug[n]

فرش قلاب بافی,فرش قلاب دار

hooker[n]

فاحشه,دختر خیابانی

hookworm[n]

کرم قلاب‌دار

hookworm disease[n]

بیماری کرم قلابدار

hooliganism[n]

خرابکاری,وندالیسم

hoop[n][v]

حلقه بسکتبال • حلقه زدن,با حلقه بستن

hooped[adj]

گیر افتاده,در وضعیت دشوار

hooplehead[n]

احمق,ساده لوح

hoopoe[n]

هدهد

hoops[n]

حلقه,بسکتبال

hoopskirt[n]

دامن حلقه‌ای,کرینولین

hooptie[n]

ماشین قراضه

hooray[n][interj]

هورا,زنده باد • هورا!,آفرین!

hoot[v][n]

هوهو کردن (جغد) • هوهو (صدای جغد)

hoot owl[n]

*بوف شاخدار بزرگ

hooter[n]

بینی,دماغ بزرگ

LanGeek
دانلود برنامه