کبوتر خانگی
هومینید,عضو خانواده هومینیده • هومینید,مربوط به خانواده هومینیدها
هومو,انسان
هومو ساپینس,گونه انسانی
هم مرکز,دارای مرکز مشترک
هموفلکسیبل,عمدتاً همجنسگرا اما گاهی به جنس مخالف جذب میشود
همسانی
یکجور
یکدست کردن
شیر هموژنیزه
همگن,یکنواخت
همنگاره
متشابه
همنام (زبانشناسی)
همنامی,پدیده زبانی که در آن کلمات شکل یکسانی دارند اما معانی متفاوتی دارند، به ابهام واژگانی کمک میکنند و برای تفسیر صحیح به زمینه نیاز دارند
هوموفوبیا
همآوا
همصدایی,موسیقی همصدایی
فرد همجنسگرا • همجنسگرا
هموزیگوت
شکل انساننمای بسیار کوچک و مصنوعی
راحت,گرم • رفیق
سنگ تیزکن ریزدانه,سنگ تیزکن • کامل کردن
تمرکز کردن بر,هدف قرار دادن
صادق
واسطه
خدا شاهده
بیدوزوکلک
صداقت
عسل • عسلی رنگ,رنگ عسل • با عسل شیرین کردن,شیرین کردن با عسل
گورکن عسلخوار
*هانیبری
*نان عسلی
*سارگپه جنگلی
*قاشق عسل
چربزبان
*زنبور عسل
کندو • سوراخسوراخ کردن مانند کندوی عسل,سوراخ کردن به شکل کندو
سیب هانیکریسپ
خربزه عسلی,ملون عسلی • سبز طالبی
طالبی
دلنشین (صدا یا موسیقی)
ماهعسل • ماه عسل رفتن,رفتن به ماه عسل
تازه عروس,ماه عسل
مورچه عسلی,مورچه شهدخوار
*عسلخوار
پیچ امینالدوله (گیاهشناسی)
هنگ کنگ,سابقاً مستعمره تاج در ساحل جنوبی چین در استان گوانگدونگ؛ در سال 1842 توسط چین به بریتانیا اجاره داده شد و در سال 1997 بازگردانده شد؛ یکی از مراکز پیشرو تجاری جهان
بوق زدن (اتومبیل) • صدای غاز,صدایی شبیه به غاز
بینی,دماغ بزرگ
عظیم,تحسین برانگیز
آبی هونولولو
احترام گذاشتن • احترام
طناب افتخار,نوار افتخار
قتل ناموسی,قتل به نام ناموس
مراسم لیست افتخار,مجمع دانش آموزان ممتاز
انجمن افتخار,جامعه افتخاری
نظام متکی بر اعتماد متقابل
شریف
با شرافت,با честیت
حقالوکاله
برجسته
کلاس افتخاری,دوره افتخاری
مدرک افتخاری,لیسانس با افتخار
*مشروب تقطیرشده غیر قانونی
فاحشه,روسپی
کاپوت (اتومبیل) • پوشاندن با هود,هود گذاشتن روی
کلاه دار,با پلک های افتاده
*فک سرپوشدار
هودی (لباس)
اوباش,مجرم
کسی را فریب دادن
سم (اسب و...) • حرفهای رقصیدن,به صورت حرفهای پا کوبیدن
با قلاب بستن • قفل در
قزن
گیر قلاب,تکنیک گیر قلاب
چشمبسته
شوت قلاب,پرتاب قلاب
پیچ قلاب,دوران قلاب
به سیستم وصل کردن
چسب نر و ماده
معتاد
فرش قلاب بافی,فرش قلاب دار
فاحشه,دختر خیابانی
کرم قلابدار
بیماری کرم قلابدار
خرابکاری,وندالیسم
حلقه بسکتبال • حلقه زدن,با حلقه بستن
گیر افتاده,در وضعیت دشوار
احمق,ساده لوح
هدهد
حلقه,بسکتبال
دامن حلقهای,کرینولین
ماشین قراضه
هورا,زنده باد • هورا!,آفرین!
هوهو کردن (جغد) • هوهو (صدای جغد)
*بوف شاخدار بزرگ
بینی,دماغ بزرگ