پین کلاه
نفرت
زره زنجیری
با تکبر,به طور متکبرانه
تکبر
متکبر
کشیدن (چیزی سنگین) • کشیدن,حمل و نقل
گازش را گرفتن
حمل کردن,برداشتن
شدیدا شماتت کردن
توقف کردن,ایستادن
حمل و نقل,ترابری
حمل کننده,شرکت حمل و نقل
*گوشت ران
تسخیر کردن (روح) • پناهگاه,مکان مورد علاقه
پریشانخاطر
فراموشنشدنی
به شکلی فراموش نشدنی
زبان هوسه
هاوسا,زبان هاوسا
ابوا
ابوا,یک ساز بادی چوبی با زبانه دوتایی و دهنی مخروطی
لباسهای شیک و درجهیک
*هنر پخت غذا
نخوت
گربه هاوانا قهوهای
در اختیار داشتن • *فرد ثروتمند
بچه به دنیا آوردن
حسابی خوش گذراندن
امتحان کردن
در وان حمام کردن
حسابی خوش گذراندن
از کسی گله و شکایت داشتن
استراحت کوتاه کردن
حامله بودن
یک حرفه را دنبال کردن
با کسی صحبت کردن
مریض شدن
صحبت کردن با دیگران
جوش آوردن
به کسی نظر داشتن
رقصیدن
انگار جان خود را دوست نداشتن
با کسی صحبت کردن
با کسی اختلاف نظر داشتن
ذینفع بودن
سود بردن
نظر منفی درمورد کسی یا چیزی داشتن
تاکتیکهای نظامی را تمرین کردن
نوشیدنِ نوشیدنیِ الکلی
آشنا به نظر رسیدن
حسابی کیف کردن
با کسی بحث کردن
در کاری دست داشتن
بسیار عصبانی شدن
امتحان کردن
قصد انجام کاری را داشتن
صدای رسایی داشتن
خوش گذشتن
موهای خود را کوتاه کردن
در کاری استعداد داشتن
در ماجرا نفع شخصی داشتن
به سفر رفتن
خندیدن
عادت به تند رانندگی کردن داشتن
به سخنرانی کسی گوش فرا دادن
دراز کشیدن (به منظور استراحت کردن)
به سختی راه رفتن
تازه اول راه بودن
نگاه انداختن
از کسی یا چیزی بسیار خوش آمدن
درگیر کارهای زیاد بودن
یک وعده غذایی خوردن
کمحافظه بودن
حافظه کسی حرف نداشتن
استقلال فکری داشتن
موقتاً انجام یک فعالیت را متوقف کردن
چرت زدن
خیلی پررو بودن
در چیزی نقش داشتن
مهمانی برگذار کردن
مخالف بودن
استراحت کردن
چشمچران بودن