جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
قاب
قاب عتیقه دور نقاشی، جلوهای از ظرافت به اثر هنری اضافه کرد.
ساختار بدن, قاب بدن
قاب بلند و ورزشی او در جمع چشمگیر بود.
اسکلت, ساختار استخوانی
اشعه ایکس تصویری واضح از اسکلت گربه نشان داد، بدون هیچ نشانهای از آسیب.
قاب, فریم عینک
او یک قاب فلزی شیک برای عینک جدیدش انتخاب کرد تا به آن ظاهری مدرن بدهد.
فیلمبردار هر فریم را با دقت انتخاب کرد تا حال و هوای فیلم را منتقل کند.
قاب, فریم
قاب نهایی کمیک استریپ، پیچش غافلگیرکننده داستان را آشکار کرد.
دور, نوبت ضربه
پیچر در دور پایانی یک بازی بدون ضربه زدن انجام داد و پیروزی را برای تیمش تضمین کرد.
فریم, دور
او در فریم اول بازی یک اسپیر زد.
قاب, سازه
او از قاب پیچیده ساعت عتیقه که مکانیسمهای ظریف آن را پشتیبانی میکرد، تحسین کرد.
بدنه, اسکلت
قاب فولادی آسمانخراش ابتدا ساخته شد تا پایداری آن تضمین شود.
قاب, ساختار
چارچوب اخلاقی او تصمیماتش را هدایت میکرد، و اطمینان میداد که با صداقت عمل کند.
فریم, قاب
توسعهدهنده وب از فریمها برای سازماندهی محتوای وبسایت به بخشهای جداگانه و قابل اسکرول استفاده کرد.
فریم, حالت بدن
مربی رقص بر اهمیت حفظ یک قاب قوی در طول والس تأکید کرد.
دار, قاب
کارگاه قدیمی هنوز یک قاب جوراببافی دارد.
قاب گرفتن
او تصمیم گرفت اثر هنری را در قابی سیاه و شیک قاب کند تا زیبایی مدرن آن را افزایش دهد.
ساختار دادن, سازماندهی کردن
کمیته یک سیاست جدید را تدوین کرد تا به پایداری محیط زیست در سازمان بپردازد.
قاب بندی کردن, ساختار دادن
او استدلال خود را با شواهد قانعکننده و استدلال متقاعدکننده قاببندی کرد تا هیئت منصفه را متقاعد کند.
توطئه چیدن, اتهام زدن
ماموران فاسد پلیس با قرار دادن شواهد در صحنه جرم، متهم را دستگیر کردند.
قاب کردن, سرهم کردن
هنرمند با جمعآوری بوم و کشیدن آن روی قاب چوبی، اثر هنری را قاب کرد.
قاب بندی, ساختار دادن
تیم ساخت و ساز با برپایی تیرهای چوبی و تکیهگاههای ساختاری، خانه را قاببندی کرد.
قاب کردن, ساختار دادن
بازیکن یک قاب محکمتر را برای کنترل بهتر توپ ترجیح داد.
درخت واژگانی



























